رادیــــــــــــو110
. -دانلود آهنگ با لینک مستقیم -- اس ام اس جدید---حکایات --- پیامک های زیبا به مناسبت سال نو ---- زیباترین عکس --

دانلود اسکای --- آخرین مطالب وبلاگ ---- زیباترین اشعار از شعرا --- کد پیشواز آهنگ ---

.
از خیابان‌های مملو از جان‌های ارزان می‌گریزم و به حافظیه پناه می‌آورم. شاد باش. تابستان، پری‌وش‌های بنفش در باغچه‌های حافظیه انگار برای صد سال، وقوع برق‌های بی رعدِ ابرهای بهاری هستند.

بچه‌ها، مثل جغجغه‌های ساقط، روی سنگ‌های صیقلی کنار پلکان سر می‌خوردند. فقط جای سنجاقک‌ها خالی است. خیلی سال است که تابستان‌ها نمی‌آیند ...


برچسب‌ها: شرق بنفشه, داستان, رمان
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر ۱۳۹۳ساعت 23:25  توسط رادیو 110 

کوچه پس‌کوچه‌های قدیمی شیراز، هنوز هم، به هوای دل کوچه پس‌کوچه‌های سحرگاهِ "ابواسحاق" به بهار، و پاییز "شجاع" خانه و پنجره‌های قدیمی دارند. تنگ و طولانی، پیچ‌های ترسِ محتسب

خورده‌اند و باریک راهِ مستقیم عاشقانی که فرصت دیدارشان با هر قدم به سوی هم، کوتاه‌تر می‌شود. آه‌شان را نه باد برده، نه نسیم ... سالک! می‌توانی در این کوچه‌ها، جهت را از کف وانهی.


برچسب‌ها: شهریار مندنی پور, شرق بنفشه, داستان, رمان
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ساعت 23:8  توسط رادیو 110 

کاشکی من در زمان یکی از پیغمبرها بودم. جلو پایش زانو می‌زدم و رازم را می‌گفتم. آدم‌ها حالا دوست دارند رازها را خوار و خفیف کنند. "بی بی عطری"، مادرم، یک چیزهایی حس کرده.

مریض است ولی مدام از من می‌پرسد چه دردی دارم. دیشب، خواب بدی دیدم. توی کوچه‌ی باریک و تاریکی بودم مثل کوچه‌ی خودمان. آسمان سیاه بود. دیوارها آن قدر بلند بودند که سرشان پیدا نبود.


برچسب‌ها: شرق بنفشه, رمان, داستان
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 23:0  توسط رادیو 110 

... حالا که دانسته‌ای رازی پنهان شده در سایه‌ی جمله‌هایی که می‌خوانی، حالا که نقطه نقطه این کلام را آشکار می‌کنی، شهد شراب مینو به کامت باشد؛

چرا که اگر در دایره‌ی قسمت، سهم تو را هم از جهان دُرد داده‌اند، رندی هم به جان شیدایت واسپرده‌اند تا کلمات پیش چشمانت خرقه بسوزانند. پس سبکباری کن و بخوان.


برچسب‌ها: شرق بنفشه, رمان, داستان, شهریار مندنی پور
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین ۱۳۹۳ساعت 23:44  توسط رادیو 110 

جلد اول کتاب رمان عاشقی الهه ناز اثر مریم اولیایی سرگذشت دو خواهر دوقلو را روایت می کند.

کتاب الهه ناز سرگذشت دو خواهر دوقلوی زیبا، دلشکسته و عاشق، گیتی و گیسو است. در جلد اول گیتی خواهر بزرگ‌تر، بنا به حس مسئولیت می‌خواهد با چنگ و دندان گیسو، این یادگار خانوادگی را به

خوشبختی نزدیک‌تر کند. بنابراین به جای او پرستاری از بیماری را به عهده می‌گیرد. با ورود این دختر به قصر بلورین منصور که دست روزگار او را نیز بارها محک زده، بازی دیگر تقدیر شروع می‌شود و عشقی


برچسب‌ها: رمان الهه ناز, رمان, رمان عاشقی الهه ناز, مریم اولیایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:27  توسط رادیو 110 

دانلود رمان طبل حلبی نوشته گونتر ویلهلم گراس ترجمه دکتر عبدالرحمن صدریه

درباره نویسنده: گونتر ویلهلم گراس (به آلمانی: Günter Wilhelm Grass)‏ (زاده ۱۶ اکتبر ۱۹۲۷) نویسنده، مجسمه ساز و نقاش آلمانی است. او عضو برجسته گروه ۴۷ و از نویسندگان بزرگ و معروف آلمان است.

او سال ۱۹۲۷ در گدانسک (به آلمانی: دانتسیگ) لهستان، از پدری پروتستان و مادری کاتولیک، زاده شد. گراس تحت تأثیر تربیت کاتولیکی مادر، به خدمت در کلیسا مشغول شد و با نوجوانان خادم در



برچسب‌ها: رمان, رمان طبل حلبی, گونتر ویلهلم گراس, دکتر عبدالرحمن صدریه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:51  توسط رادیو 110 

سیمین دانشور در رمان سووشون زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به نگارش درآورده است. مهم ترین اثر سیمین دانشور رمان سووشون است.

سیمین دانشور نویسنده و مترجم ایرانی که همسر جلال آل‌احمد بود. وی نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت.

مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است.


برچسب‌ها: رمان, دانلود رمان, سیمین دانشور, رمان سووشون
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 5:0  توسط رادیو 110 

کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی(فصل ششم:زمين )
فصل ششم:زمين
گر نبودت زندگانی منیر----یک دودم مانده است، مردانه بمیر! مولوی
آنھا از شھر برگشته بودند. جیب رادر گوشهء تاریکی نگاه داشتند و ھر چھار نفر در مھتاب به سوی باغ راه
افتادند.
منشی جوان سرخوش و با نشاط بود و به دنبال آقای مودت می آمد. می خواست ببیند او پس از بیرون
رفتن جن چه تغییری کرده است و چگونه راه می رود و قدم بر می دارد. مرد چاق نمی دانست که دوستانش


برای چه در رفتن شتاب می کننند مگر در باغ خبری ھست یا چیزی قسمت می کنند که باید زودتر رسید؟ و


برچسب‌ها: رمان, کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی, فصل ششم زمين, رمان ایرانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ساعت 22:25  توسط رادیو 110 

کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی(فصل پنجم: آخرين گفتگو، پيش از صبحدم)

فصل پنجم: آخرين گفتگو، پيش از صبحدم
م.ل. از سرشب در انتظار دکتر حاتم بود. او ھم آماده شده بود که فردا راھی دراز در پیش بگیرد. به
خانه اش برود. ھمهء این چیزھا، و آنچه در این چند روز اتفاق افتاده بود، برایش حکم رویایی بی سروته را داشت،


مثل اینکه در عالم خواب و بیداری چیزھائی به نظریش آمده است، و اکنون از خودش خجالت می کشید و بدش
می آمد. چقدر بچگانه رفتار کرده بود و چه ضعفی نشان داده بود و دکتر حاتم حق داشت که او را در دل ، مثل


برچسب‌ها: رمان, کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی, فصل پنجم آخرين گفتگو, پيش از صبحدم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ساعت 22:21  توسط رادیو 110 

کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی(فصل چهارم : آخرين ديدار، پيش از صبحدم)

دکتر حاتم یک راست از دالان به اتاق ھمسرش رفت، معالجهء آقای مودت خسته اش کرده بود،
می خواست کمی استراحت کند و از آن گذشته تدارک سفر فردا را ببیند. زنش پشت به در کرده و برزمین


نشسته بود و بی خیال در گنجه به دنبال چیزی می گشت. ناگھان از حضور او یکه خورد، مثل کسی که غافلگیر
شده باشد. برگشت و دستش را که چیزی در آن پنھان بود به سرعت به درون سینه فرو برد و بیرون آورد.

اما ھمهء این ھا چند ثانیه بیشتر طول نکشید و چنین وانمود شد که او لباسش را مرتب می کند و از ورود شوھرش


برچسب‌ها: رمان, کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی, فصل چهارم آخرين ديدار پيش از صبحدم, رمان ایرانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ساعت 16:37  توسط رادیو 110 

کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی(فصل سوم)  

آن روز خواھد آمد! آن روز مقدس که فراموشی و شادی ھمچون عسل غلیظ در کام انسان غمزده آب

شود و باد راحت در بوستان ھای سرسبز و خرم بوزد و شکوفه ھای جوان و رنگارنگ بھار بر تمامی زمین خشک و تشنه بپراکند و شکوفه ھای بھارھا بر گور تن ھای من خواھد ریخت و بر گور معصوم فرزندم و آن ھا را خواھد

پوشاند، زیرا من بندهء گناه بودم و این رودخانهء شوم در من به بیرحمی جاری بود و من مصب ھمهء ماھیان مرده ای بودم که از محیط ھای مسموم و تف زده بسویم سرازیر می شدند و پولک ھایشان از برفی سیاه


برچسب‌ها: رمان, کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی, فصل سوم, رمان ایرانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ساعت 16:13  توسط رادیو 110 

کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی(فصل دوم :اکنون او سخن می گويد)

روز دوم ورودم به شھرستان....

با تنھا دستم، دست راستم، می نویسم. دیگر عادت کرده ام. در این اتاق عجیب که دکتر حاتم مرا در آن

خوابانده است بیش از ھر وقت و مثل ھمیشه دنبال فراموشی می گردم. باز دلم می خواھد فراموش کنم و ھیچ
نفھمم (اما، ای فراموشی، می دانم که نخواھی آمد، زیرا تو نیستی و من می دانم که نمی توان فراموش کرد

زیرا که فراموشی در جھان وجود ندارد، ھمچنان که ھیچ چیز وجود ندارد... حتاگریستن.)


برچسب‌ها: رمان, کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی, فصل دوم اکنون او سخن می گويد, رمان ایرانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ساعت 12:49  توسط رادیو 110 

توضیحات : ” ملکوت “، شاید تنها داستانی باشد که بتوان از آن، در کنار ” بوف کور ” صادق هدایت، به عنوان یکی از ماندگارترین رمان های ایرانی یاد کرد. بهرام صادقی نویسنده این رمان، گرچه یکی از کم کارترین داستان

نویسانایرانی است، و از وی تنها مجموعه داستان “سنگر و قمقمه های خالی” و رمان “ملکوت” منتشر شده، اما توانسته یکی از ماندگارترین و در عین حال مرموزترین داستانها را خلق نماید.

جالب اینکه به دلیل عدم وجود حواشی مختلفدر زندگی نویسنده (مانند صادق هدایت)، زندگی بسیار کوتاهش، محدود بودن آثار به جای مانده از وی، و نیز برگزیدن زبانی رمز آلود و سمبولیک در مهمترین داستانش (یعنی

ملکوت)، نامش، آن گونه که شایسته آن می باشد در تاریخ داستان نویسی ایران مطرح نشد و جایگاهی را که باید در میان خوانندگان ایرانی داشته باشد به دست نیاورد.  

فصل اول : حلول جن  


برچسب‌ها: رمان, بهرام صادقی, رمان ایرانی, کتاب ملکوت اثر بهرام صادقی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 21:33  توسط رادیو 110