رادیــــــــــــو110
. -دانلود آهنگ با لینک مستقیم -- اس ام اس جدید---حکایات --- پیامک های زیبا به مناسبت سال نو ---- زیباترین عکس --

دانلود اسکای --- آخرین مطالب وبلاگ ---- زیباترین اشعار از شعرا --- کد پیشواز آهنگ ---

.
((حرف ر))

رزق ما آید به پای میهمان، از خوان غیب
میزبان ماست، هر کس می شود مهمان ما. (صائب تبریزی)

=========

رسانیدم به پیری از غم یاری، جوانی را
که نه راه وفا داند، نه رسم مهربانی را. (صباحی بیدگلی)

=========

روزگاری که، رخت قبله و جان بود مرا
روی دل تافته، از هر دو جهان بود مرا. (محتشم کاشانی)

=========

رحم بر بلبل بی برگ و نوا، نیست ترا
التفاتی به اسیران بلا، نیست ترا. (وحشی بافقی)

=========

 رشتۀ عمر پاره شد، بسکه ز دست جور او
دوخته ام بیکدگر، سینۀ پاره پاره را. (فروغی بسطامی)

=========

روی و موی، هرگاه آرایش دهد دلدار من
بوسم و بویم گهی آئینه، گاهی شانه را. (صغیر اصفهانی)

=========

راز من جمله فرو خواند، برِ دشمن و دوست
اشک از این واسطه، از چشم نیفتاد مرا. (خواجوی کرمانی)

=========

روزگار آخر، ستمگر را ستمکش می کند
شیشه می سازد،مکافات شکست سنگ را. ؟

=========

رشتۀ صبرم بدست تست، از هم مگسلی
ورنه، نتوان سهل بستن، رشتۀ ببریده را. (طوبی مرعشی)

=========

رموز عشق، چه داند، هر آنکه عاشق نیست
مخوان حکایت عذرا، بر آنکه وامق نیست. (واثق)

=========

راز و نیاز لیلی و مجنون، فسانه نیست
این پنج روزه، قابل این گیر و دار نیست. (فروغی بسطامی)

=========

روزه ای ار، دیدگان خویش فروبند
زانچه در آن، کید و کین و شهوت و آز است. (نظام وفا)

=========

رفتن از عالم پرشور، به از آمدن است
غنچه دلتنگ بباغ آمد و خندان برخاست. (صائب تبریزی)

=========

رفتم برِ طبیب، علاج دلم کند
آهی کشید و گفت:که این درد بی دواست. ؟

=========

رواق منظر چشم من، آشیانۀ تست
کرم نما و فرودآ، که خانه خانۀ تست. (حافظ)

=========

روزها بر گِرد گل گشتن، شبانگه سوختن
پیش بزم شمع ، جز پروانه این دولت کجاست. (ادیب نیشابوری)

=========

رمید صبر و دل از من، چو دلنواز برفت
چه چاره سازم از این پس، که چاره ساز برفت. (عبید زاکانی)

=========

رخ تو در خور چشم منست، لیک چه سود
که پرده از رخ تو، بر نمی توان انداخت. (فخرالدین عراقی)

=========

راه بسیار است مردم را، بسوی حق ولی
راه نزدیکش، دل مسکین بدست آوردن است. ؟

 

=========


راه وفا پیش گیر، کان ز جفا خوشتر است
گر چه جفایت کشد، لیک وفا خوشتر است. (هلالی جغتائی)

=========

روزکی چندی چو مردان ، صبر کن در رنج و غم
تا که بعد از رنج، گنج شایگانی بایدت. (عطّار نیشابوری)

=========

رنج طبیب و زحمت خود، تا به کی دهیم
چون درد بی دواست، مداوا چه حاجت است. (وصال شیرازی)

=========

روزی به هوای عشق، سیری می کرد
لیلی صفتی بدید، و مجنون شد و رفت. (ابوسعید ابوالخیر)

=========

روزی به هوای عشق، سیری می کرد
لیلی صفتی بدید، و مجنون شد و رفت. (ابوسعید ابوالخیر)

=========

روزهای شادی و غم، در شمار عمر ماست
گر درون کاخ عزّت، یا که در زندان گذشت. (مهدی سهیلی)

=========

روزی گذشت، پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق، از سر هر کوی و بام خاست. (پروین اعتصامی)

=========

رشک بردن لازم عشق است، بر هر کس که هست
هر که در بزم است، بار خاطر پروانه است. (کلیم کاشانی)

=========

 رشته را رشتم، ولی از هم گسیخت
بخت را خواندم، ولی از من گریخت. (پروین اعتصامی)

=========

رخت بر بست ز دل، شادی و هنگام وداع
با غمت گفت، که یا جای تو یا جای منست. (فرخی یزدی)

=========

روی تو گس ندید وهزارت رقیب هست
در غنچه ای هنوز و صَدت عندلیب هست. (حافظ)

=========

روزگار سِفله، دونان را نوازش می کند
زان سبب انگشت کوچک، لایق انگشتری است. (میرزا طاهر وحید)

=========

راحتی دارم، که با سودای عشقم کار نیست
وز جگر سوزی ندارم، آهم آتشبار نیست. (کلیم کاشانی)

=========


رتبۀ عشق رقیب از نگهش یافته ای
که ز نظّارۀ او، رنگ تو بی تغییر است. (محتشم کاشانی)

=========

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری، افطار رطب، در رمضان مستحب است

=========

 روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه
بخورد روزۀ خود را، بگمانش که شب است. (شاطر عباس صبوحی)

=========

رویت گل است و گریۀ تلخم از او گلاب
هرگز گلی نداد بدینسان، گلاب تلخ. (جامی)

=========

روی نکو، معالجۀ عمر کوته است
این نسخه با علاج مسیحا نوشته اند. (ناظم هروی)

=========

رسم کجاست این، تو بگو در کدام مُلک
دل می برند و چشم، ببالا نمی کنند. (وحشی بافقی)

=========

رهائی نیست مقدورم، زبند عشقش ای ناصح
من آن مرغم کز اول، دام صیّاد آشیانم بود. (صفا)

=========

روشنی هیچ ندیدم، مگر آندم که دلم
آنقدر سوخت که، در آن قبسی پیدا شد. (ابوالقاسم لاهوتی)

=========

روی تو بر بهار، ز بس کار تنگ کرد
یک غنچه در فضای چمن، وا نمی شود. (کلیم کاشانی)

=========

روح در قالب انسان، ز پی معرفت است
کرده اند این تَله در خاک، که عنقا گیرند. (فیّاض لاهیجی)

=========

روشن از شمعی دل افروزم، کز آن پروانگان
سوختن را، یاد شمع محفل آرا، می دهند. (جواهری وجدی)

=========

روی تو چون نوبهار، جلوه گری می کند
زلف تو چون روزگار، پرده دری می کند. (خاقانی شیروانی)

=========

رسید نامه، گمانم حیات جان آمد
حیات جان چه عجب، عمر جاودان آمد

 زشوق،بر سر چشمم نهادم وگفتم
عجب، عجب که ترا یاد مخلصان آمد. ؟

=========


رفت دلدار وغمش، بر دل غمخوار بماند
وز قفایش نگران، دیدۀ خونبار بماند. (صفی علیشاه)

=========

رشکم آید که، کسی با تو سخن می گوید
گر همه قصّۀ درد دل من، می گوید. (شوریدۀ شیرازی)

=========

ره ندیدم چو برفت، از نظرم صورت دوست
همچو چشمی که، چراغش ز مقابل برود. (سعدی)

=========

روشن نشدی شمع دل، از هیچ چراغم
گر پرتوی از ، روزن میخانه نمی شد. (غبار همدانی)

=========

روی چون ماه تو دیدن، اشک چون پروین من
در جهان هر جا که، وصف ماه و پروین کرده اند. (صباحی بیدگلی)

=========

ره ندارد جلوۀ آزادگی، در کوی عشق
سرو اگر کارند، آنجا بید مجنون میدمد. (صائب تبریزی)

=========

روشنی ها در پریشانی بود، دل بد مکن
هر کجا ویرانه ای دیدم، پر از مهتاب بود. (مهدی سهیلی)

=========

رقیب از آرزوی اینکه، از مرگم خبر یابد
به هر کس می رسد، حال من بیمار می پرسد. (حضوری قمی)

=========

روز و شب مهر تو می ورزم و این راز نهان
کس ندانست به غیر از تو، خدا می داند. (محتشم کاشانی)

=========

رفتی و جنون آمد و با وی خوشم اکنون
گیسوی چو زنجیر تو، در دیدۀ من ماند. (ابوالقاسم لاهوتی)

=========

روزگار پیر را، در دام اعصار و قرون
سایه بر پیشانی، از داغ گناه افتاده بود. (مشفق کاشانی)

=========

روزی که با تو گفتم، آنجا کسی نبود
غیراز من خدا و تو، غیر از کجا شنید؟ (هاتف اصفهانی)

=========

راستی آور، که شوی رستگار
راستی از تو، ظفر از کردگار. (نظامی گنجوی)

=========


روزی تو، باز نگردد ز در
کار خدا کن، غم روزی مخور. (نظامی گنجوی)

=========

روم به گوشۀ تنهائی، از سر اخلاص
شوم به سبزی سجّاده، گرم راز و نیاز. (منصوره فیلی)

=========

رفتی و،یاد توام نیست فراموش هنوز
جان بود، تشنۀ آن لعل لب نوش هنوز. (مشفق کاشانی)

=========

روزها کرده پریشان، شب ما کرده دراز
آن سیه سلسه موئی، که تو داری بر دوش. (محمد حسین شهریار)

=========

راست بین و گوشه گیر، از جفت خود شو همچو چشم
کج رو بالا نشین، پیوسته چون ابرو مباش. (فرّخی یزدی)

=========

رخسار گل، از بوسۀ شبنم شده گلگون
سرو، در گذر باغ، خرامان شده اینک. (مهران بنی هاشمی)

=========

روح را، کس نکند دستخوش نفس خسیس
عاقلان، آینۀ چین نفرستند به زنگ. (خواجوی کرمانی)

=========

رشته عقلم گسیخت، بر سر سودای عشق
گوهر اشکم بریخت، بر در دکّان دل. (فروغی بسطامی)

=========

رفتی به باغ و گشت خجل از گزاف خویش
سرو سهی که، لاف همی زد ز اعتدال. (صباحی بیدگلی)

=========

رفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیم
کار جهان، به اهل جهان واگذاشتیم. (رهی معیّری)

=========

روزها، فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال، دل خویشتنم. (مولوی)

=========

روی بنمود گل و بال هوس بگشادم
دانه ای دیدم و در دام فریب افتادم. (صباحی بیدگلی)

=========

ریشی نه کزان کان ملاحت به دلم نیست
وز وی نمکی نیست، که بر ریش ندارم. (صباحی بیدگلی)

=========

رو سوی باغ، چون من و بلبل گذاشتم
حُسن ترا مسابقه، با گل گذاشتیم. (صابر همدانی)

=========

روم به خواب، که شاید ترا به خواب ببین
کجاست خواب؟ مگر مگر خواب را به خواب ببینم. (نجات اصفهانی)

=========

روز اگر با همنشینان، غم ز دل بیرون کنم
شب که غیر از غمندارم همنشینی، چون کنم؟ (قوام الدین اردستانی)

=========

رشته الفت گسستم،تا بدور زندگی
می رود عمری که با پیمانه، پیمان بسته ام. (مشفق کاشانی)

=========

روزگاری من و دل، ساکن کوئی بودیم
ساکن کوی بت، عربده جوئی بودیم

 دین و دل باخته، دیوانۀ روئی بودیم
بستۀ سلسلۀ، سلسه موئی بودیم. (وحشی بافقی)

=====

راز خود با یار خود، هر چند بتوانی مگو
یار را، یاری بود، از یار یار، اندیشه کن. (صائب تبریزی)

 =====

راه بی حاصل مپوی و یار بی پروا مجوی
تخم در خارا میفشان، خشت بر دریا مزن. (قاآنی شیرازی)

=========

رو که بی سوزش و بی کاهش من
نتوان داشت به دل، خواهش من. (محمد حسین شهریار)

=========

رفته چون مه، به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند، کران تا به کران. (محمد حسین شهریار)

=========

روز دیوان قیامت، که منازل بخشند
عرصات سر کوی تو، بود منزل من. (سلمان ساوجی)

=========

رفتی و روز مرا، تیره تر از شب کردی
بی تو در ظلمتم، ای دیدۀ نورانی من. (پروین اعتصامی)

======

روی خوب از چشم من، پنهان مکن
راز پنهان مرا، پیدا مکن. (انوری)

=========

روزی که نماند، دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار، وفادار ترم من. (وحشی بافقی)

=========

روی مجنون بود در لیلی، ولی زد بحر عشق
عاقبت موجی، که گم شد لیلی و مجنون درو. (جامی)

=========

رخسار تو خورشید بود، دیدۀ من ابر
از ابر منت، رنگ ز خورشید پریده. (قاآنی شیرازی)

=========

روز و شب ، خون جگر می خورم از درد جدائی
ناگوار است بمن زندگی، ای مرگ کجائی. (هاتف اصفهانی)

=========

رسم دل بردن، اگر اینکه تو دلبر داری
ترسم آخر زمیان، رسم وفا برداری. (غافل مازندرانی)

=========

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود، از کِهتر و مهتر بستانی. (عبید زاکانی)

=========

روزی آگه شوی، از حال دلم ای صیّاد
که به کنج قفسم، نیست به جز مشت پری. (ابوالقاسم لاهوتی)

=========

راهی که خلاف راه صلح است، مپوی
حرفی که از آن، دلی شود رنجه،مگوی. (صائب تبریزی)

=========

راهم گم و شبم سیه و مقصدم بعید
ای رهنمای ودای ایمن، هدایتی. (صباحی بیدگلی)

====

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم (مولانا)

 

 ==

 

راز دلت را مکن فاش به نامحرمان 

در بر مامحرمان راز گشودن خطاست (احمد کمالی)

 

==

 

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم

با دوست بگوییم که او محرم راز است (حافظ)

 

==

 

راستی آور که شوی رستگار

راستی از تو ظفر از کردگار (نظامی)

 

==

 

راه مردان به خود فروشی نیست

در جهان بهتر از خموشی نیست (اوحدی)

==

 

رخت بر بست ز دل شادی و هنگام و وداع

با غمت گفت که یا جای تو یا جای من است (فرخی یزدی)

 

==

 

رسم دو رنگی آیین ما نیست

 یکرنگ باشد شب و روز من (رهی معیری)

 

==

 

رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود

دیگر به چه امید در این شهر توان بود (سعدی)

 

==

 

رفیق اهل غفلت هر که شد از کار می ماند

چو یک پا خفت، پای دگر از رفتار می ماند (غنی)

 

==

 

رفیقی بایدم همدم، به شادی یار و در غم هم

وزین خویشان نامحرم مرا بیگانگی باید (اقبال لاهوری)

 

==

 

روزگار است این که گه عزت دهد گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد (قائم مقام فراهانی)

 

===

 

روزگاریست که در دشت جنون خانه ی ماست

عهد مجنون شد و دور دل دیوانه ی ماست(فرخی یزدی)

 

===

 

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام

چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده ام (صائب تبریزی)

==

 

روزها در حسرت فردا به سر شد ای دریغ

دیگر از عمرم همین امروز و فردا مانده است (ابوالحسن ورزی)

 

==

 

روم به جای دگر دل دهم به یار دگر

هوای یار دگر دارم و دیار دگر (وحشی بافقی)

 

==

 

روی دیدار توام نیست، وضو از چه کنم؟

دیگر از جامه ی صد وصله رفو از چه کنم؟ (معین کرمانشاهی)

 

===

 

(( حرف ژ ))

 

ژاله از نرگس فرو باريد و گل را آب داد 
وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد 

== 

ژاله اي داغ دلي شمع شبستان وجود مشعل افروخته از خيمه ي سوزان خوديم 

== 

ژوليد , چو آب گشت جاري 
آن مو به از سمور و سنجاب 

== 

ژاله و در و گوهر همه ارزاني تو 
ليک يک ذره صداقت خواهم ... 

== 

ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر

راست بر عارض گلبوي عرق کرده يار ( سعدي ) 

==  

ژغ ژغ دندان اودل مي شکست 
جان شيران جمله سيد مي شدزدست ( مولانا ) 

== 

ژاله باريد کوچه ها گل شد 
رفتن ما به خانه مشکل شد 

===

ژاله و ژوله را حباب کنم 
مرغ را گيرم کباب کنم 

===

ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر 
راست بر عارض گلبوي عرق کرده يار

===

ژاله بر گل فتاده چون عرقي 
که به رحسار يار من باشد 

====

ژاله و صبح بهم یافته کافور و گلاب
زاین و آن داروی هر درد سر آمیخته اند. ( خاقانی )

=
ژاله بر لاله فرو می چکد از دامن ابر
خیز و با لاله رخی ساحت گل زار ببوی.  ( فروغی بسطامی )

===

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد.  ( امیرخسرو دهلوی )

===

ژنده پیلان کز در دریای سند آورده ای
سال دیگر بگذرانی از لب دریای نیل.  ( فرخی سیستانی )

===

ژاژخایی هنر دندانش
هزل دستور لب خندانش.  ( جامی )

===

ژاله بر آن جمع ریخت روغن طلق از هوا
تا نرسد شمع را ز آتش لاله عذاب.  ( خاقانی )

===

ژرف بحریست پر از آب حیات
موج زن آمده از کل جهات.  ( جامی )

===

ژاله از روی لاله دور مکن
تا نسوزد ز شعله بستان را.  ( عراقی )

===

ژاله سپر برف ببرد از کتف کوه
چون رستم نیسان به خم آورد کمان را.  ( انوری )

===

ژاژ تا چند سرایی بر شه قاآنی
عرض دانش بر شاهان نه طریق ادب است.  ( قاآنی )

===

ژاله ای بر عارض لاله نشیند در نظر
گر چه سیراب است اما جان ما را شبنمی است  ( شاه نعمت الله ولی )

===

ژالهٔ باران، زده بر لالهٔ نعمان نقط
لالهٔ نعمان شده از ژالهٔ باران نگار.  ( منوچهری )

===

ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر
راست چون عارض گلبوی عرق کردهٔ یار.  ( عبید زاکانی )

===

ژاله بر برگ سمن همچون عرق بر روی او
لاله در صحن چمن مانند آن رخسار نیست   ( سیف فرغانی )

===

ژحل لحظه یی دورگردون کند طی
دهد سیرش از اَبَـرَش تیز کامت.  ( قاآنی )

===

ژاله گشته سرشک من ز عنا
لاله گشته دو چشم من ز سهر.  ( مسعود سعد سلمان )

===

ژالهٔ نعمت از هوای سخا
بانوی ملک پرور افشانده است  ( خاقانی )

 

 

 

گلچین از زیبا ترین اشعار علامه محمد اقبال لاهوری

گزیده ای از زیبا ترین شعر های فاضل نظری

گلچین از زیبا ترین غزلیات جلال‌الدین خواجوی کرمانی

گلچین از زیبا ترین اشعار مهدي اخوان‌ ثالث

گلچین از زیبا ترین غزلیات جلال‌الدین محمد بلخی ( مولانا )

اشعار بسیار زیبا در مدح امام علی (علیه السلام)

گلچین از زیبا ترین اشعار احمد شاملو

گلچین از زیبا ترین اشعار نیمــــا یـوشیـــج

گلچین از زیبا ترین اشعار فریدون مشیری

گلچین از زیبا ترین اشعار فروغ فرخزاد

 

ادامه مطالب

 

 


برچسب‌ها: شعر, تک بیت, مشاعره, حرف ر ز ژ
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۳ساعت 1:2  توسط رادیو 110