|
رادیــــــــــــو110
|
دانلود اسکای ---
آن مور گفت: این کار قلم نیست، فاعل اصلی انگشتان هستند که قلم را به نگارش وا میدارند. مور سوم گفت: نه فاعل اصلی انگشت نیست؛ بلکه بازو است. زیرا انگشت از نیروی بازو کمک میگیرد.
مورچهها همچنان بحث و گفتگو میکردند و بحث به بالا و بالاتر کشیده شد. هر مورچه نظر عالمانهتری میداد تا اینکه مساله به بزرگ مورچگان رسید. او بسیار دانا و باهوش بود گفت:
این هنر از عالم مادی صورت و ظاهر نیست. این کار عقل است. تن مادی انسان با آمدن خواب و مرگ بی هوش و بیخبر میشود. تن لباس است. این نقشها را عقل آن مرد رسم میکند.
مولوی در ادامه داستان میگوید: آن مورچه عاقل هم، حقیقت را نمیدانست. عقل بدون خواست خداوند مثل سنگ است. اگر خدا یک لحظه، عقل را به حال خود رها کند همین عقل زیرک بزرگ،
نادانیها و خطاهای دردناکی انجام میدهد.
.
.
.
.
دانلود بیش از 1000 آهنگ از بیش 100خواننده ایرانی
زیباترین جلوه های طبیعت روی کره زمین
سیاهچاله ها (لحظه ای درنگ در اعجاز قرآن)
حکایت ما هم شده حکایت روباه و مرغ های قاضی
این عشق که میگویند چیست؟(قسمت1)
این عشق که میگویند چیست؟(قسمت2)
جملات قصار و پیامک های فلسفی و زیبا
داستانی بسیار زیبا و واقعی (حتما بخوانید)
داستان واقعی « دستان دعا کننده »