پدر دستش را روی شانه پسرش قرار داد و پرسید :
پسرم ... به نظرت توی این دنیا من قدرتمند ترم یا تو ؟
پسر با خونسردی گفت : من
پدر از جواب پسرش جا خورد - شانه اش را بیشتر فشار داد و باز پرسید : کدام از ما قوی تریم ؟
پسر باز با خونسردی جواب داد : من
پدر ناراحت از جواب گستاخانه پسرش دوباره پرسید : کدام یکی از ما زورش بیشتره ؟
پسر باز هم جواب داد : من
پدر ناراحت و عصبی از شنیدن چنین حقیقت تلخی شانه پسرش را رها کرد و سمت در اتاق رفت - اما در آخرین لحظات رو به پسرش کرد و باز پرسید : کدام یکی از ما توانا تره ؟
پسر گفت : شما
پدر از جواب پسر شوکه شد و گفت : من ؟ چطور الان گفتی خودت ؟
پسر جواب داد : تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی توانم را با خود بردی ...
برچسبها:
حکایت,
مطالب زیبا و خواندنی,
داستان کوتاه
+
نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:26 توسط رادیو 110