رادیــــــــــــو110
. -دانلود آهنگ با لینک مستقیم -- اس ام اس جدید---حکایات --- پیامک های زیبا به مناسبت سال نو ---- زیباترین عکس --

دانلود اسکای --- آخرین مطالب وبلاگ ---- زیباترین اشعار از شعرا --- کد پیشواز آهنگ ---

.

آن را که زبان و سینه یکتاست کجاست
بر شرع وفا و سیرت راست کجاست

آن چشم که عیب دیگران بیند هست
چشمی که به عیب خویش بیناست کجاست


===


آن یار که در سینه جنون دارم از او
در هر مژه صد قطرۀ خون دارم از او 

کُنجی و دمی و محرمی می‌طلبم
تا شرح دهم که حال چون دارم از او 


===


خواهی که خدا آنچه نکو با تو کند 
ارواح ملایک همه رو با تو کند

یا هرچه رضای او در آن است بکن 
یا راضی شو بدانچه او با تو کند


-------

هر کس که سفر کرد پسندیده شود
پیش همه کس چو مردم دیده شود

از آب لطیف تر نباشد چیزی
لیکن چو مقام کرد گندیده شود


------


تا در سر من فتاد سودای وداع
از گریه مرا نماند پروای وداع

هنگام وداع اگر نبودی، اشکم
از سوز دلم بس.؟؟؟؟ی جای وداع


------


اینجا اگرم کار به فرهنگ نشد
آخر قدم روان من لنگ نشد

من نیز به جانبی دگر رخت کشم
مردم بنمردند و جهان تنگ نشد


 ------


در عشق دل خراب چتواند کرد
بی خویشتنی صواب چتواند کرد

انصاف بده که ذرّهٔ سایهٔ محض
در پرتو آفتاب چتواند کرد


------


کس مشکل اسرار حقیقت نگشاد
کس یک قدم از نهاد بیرون ننهاد

چون در نگری زمبتدی و استاد
عجز است به دست هر که از مادر زاد

------


رویی نه که پشت جان قوی ماند ازو
پشتی نه که روی دل بگرداند ازو

پایی نه کزو به دست آرد مقصود
دستی نه که پای عقل برهاند ازو

 
------


ما را به خرابات به کس نسپارند
در صومعه نیز زاهدان نگذارند

معلوم نمی کنم که در جنس وجود
ما را زپی چه مصلحت می دارند


------


درمان طلب از طبیب اگر رنجوری
در جهل بمردن نبود معذوری

بیکاری را نام نهی آزادی
نزدیک ترآ که سخت از ره دوری


------


روزی است که دار و گیر خواهد بودن
شک نیست که ناگزیر خواهد بودن

آنجا که حساب خلق خواهد بودن
سلطان چو تو هم اسیر خواهد بودن

------


از گردش گردون که فلک گردان است
بس عاقل پرهنر که سرگردان است

گر ساز کند تو را بدان غرّه مشو
در یک شادی هزار غم پنهان است


------


فریاد که آن سرو چمن می خسبد
وآن راحت جان انجمن می خسبد

آن بخت من است از آنک خواب آلود است
غمگینم از آنک بخت من می خسبد


------


یکچند فلک به کام ما گردان بود
اقبال و سعادت مرا دوران بود

ترکیب فلک مگر چنان فرمان بود
آری همه سال شادمان نتوان بود


-----


افسوس که خلق سخت کوته نظرند
وز هرچه فروشند یکی جو نخرند

بی هیچ بهانه دشمن یکدگرند
قصّه چه کنم که جمله شان درد سرند

----


ما اطیب عیشی معه لولایی
لولای لما حجبت عن مولایی

حزنی فرحی و قتلتی احیایی
ما اصنع یا قوم دوایی دایی


------


جانا غم تو زهر چه گویی بتر است
رنج تن و درد دل و سوز جگر است

هرچ آن بخورند کم شود جز غم تو
تا بیشترش همی خورم بیشتر است


------


دل در سر عهد استوار خویش است
جان در غم تو بر سر کار خویش است

شد در غم تو هر چه مرا بود و نبود
الّا غم تو که برقرار خویش است

-----


بر قد دلم راست قبای غم تست
شادی به دلم باد که جای غم تست

گر هست تو را غمی برای دل ماست
ور هست مرا دلی برای غم تست


------

جان در تن من زنده برای غم تست
بیگانهٔ عالم آشنای غم تست

لطف است که می کند غمت با دل من
ور نه دل تنگ من چه جای غم تست


برچسب‌ها: شعر, رباعيات, اوحدالدین کرمانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۲ساعت 23:0  توسط رادیو 110