رادیــــــــــــو110
. -دانلود آهنگ با لینک مستقیم -- اس ام اس جدید---حکایات --- پیامک های زیبا به مناسبت سال نو ---- زیباترین عکس --

دانلود اسکای --- آخرین مطالب وبلاگ ---- زیباترین اشعار از شعرا --- کد پیشواز آهنگ ---

.
ای نسخۀ نامۀ الاهی که تویی
وی آینۀ جمال شاهی که تویی

بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
از خود بطلب، هر آن چه خواهی که تویی

============

یا رب چو بر آرندۀ حاجات تویی
هم قاضی کافۀ مهمات تویی

من سّر دل خویش چه گویم با تو
چون عالم سر و الخفیات تویی

============

زنهار در این راه مجازی نائی
تا کار حقیقتی نسازی، نائی

این ره ره مردان و سراندازان است
جان بازان اند، تا نبازی نائی

============

تا دیدۀ دل ز دیده‏ها نگشایی
هرگز ندهند دیده‏ها بینایی

امروز از این شراب جامی در کش
مسکین تو که در امید پس فردایی

============

ای لطف تو دستگیر هر خود رایی
وی عفو تو پرده پوش هر رسوایی

بخشای بر آن بنده که اندر همه عمر
جز درگه تو هیچ ندارد جایی

============

تا خاص خدای را تو از جان نشوی
بر مرکب عشق مرد میدان نشوی

شیران جهان پیش تو روبه باشند
گر تو سگ نفس را به فرمان نشوی

============

ای دل ز غبار تن اگر پاک شوی
تو روح مقدسی، بر افلاک شوی

عرش است نشیمن تو، شرمت بادا
کآیی و مقیم خطۀ خاک شوی

============

گر با تو فلک بدی سگالد، چه کنی؟
ور سوخته‏ای از تو بنالد، چه کنی؟

ور غم زده‏ای شبی به انگشت دعا
اقبال تو را گوش بمالد، چه کنی؟

============

ای نفس گذشت عمر در حیرانی
خود سیر نمی شوی ز بی سامانی

نه لذت زندگی خود می یابی
نه راحت مردگی تن می‏دانی

============

ای ناطق اگر به مرکز جسمانی
حاصل نکنی معرفت سبحانی

فردا که علایق از بدن قطع شود
در ظلمت جهل جاودان در مانی

============

ای آن که خلاصۀ چهار ارکانی
بشنو سخنی ز عالم روحانی

دیوی و ددی و ملکی، انسانی
با توست هر آنچه می نمایی، آنی

============

رفتم به سر تربت محمود غنی
گفتم که چه برده ای ز دنیای دنی؟

گفتا که دو گز زمین و ده گز کرباس
تو نیز همین بری، اگر صد چو منی

=============

ای تو به مجردی نرفته گامی
چه‏ات زهرۀ آن بود که جویی کامی

تو درد فراق نیمه شب برده نه‏ای
در صحبت او کجا رسی تا خامی

=============

ای دل، ز شراب جهل، مستی تا کی؟
وی نیست شونده، لاف هستی تا کی؟

ای غرقۀ بحر غفلت، ار ابر نه‏ای
تر دامنی و هوا پرستی تا کی؟

=============

در راه طلب اگر تو نیکو باشی
فرماندۀ این سرای نه توی باشی

اول قدم آن است که او را طلبی
واخر قدم آن است که خود او باشی

=============

تا ره نبری به هیچ منزل نرسی
تا جان ندهی به هیچ حاصل نرسی

حال سگ کهف بین که از نادره‏هاست
تا حل نشوی به حل مشکل نرسی

=============

از کبر مدار هیج در سر هوسی
کز کبر به جایی نرسیده است کسی

چون زلف بتان شکستگی عادت کن
تا دل ببری هزار، در هر نفسی

=============

از باد اگر سبق بری در تیزی
چون خاک اگر هزار رنگ آمیزی

چون آب محبت علی نیست تو را
آتش ز برای خود همی انگیزی

=============

با داده قناعت کن و با داد بزی
در بند تکلف مرو، آزاد بزی

در به ز خودی نظر مکن، غصه مخور
در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی

=============

گیرم که سلیمان نبی را پسری
بر باد نشسته ای، جهان می سپری

گیرم که به کام توست گیتی، شب و روز
بنگر که پدر چه برد تا تو چه بری

=============

یا رب ز قضا بر حذرم می‏داری
وز حادثه ها بی خبرم می‏داری

هر چند ز من بیش بدی می‏بینی
هر دم ز کرم نکوترم می‏داری

=============

گر تو به خود و حال خود در نگری
بر تن همه پوست همچو جامه بدری

از خوردن نان و آب بینی که همی
جز زهر نیاشامی و جز خون نخوری

=============

در جستن جام جم ز کوته نظری
هر لحظه گمانی نه به تحقیق بری

رو دیده به دست آر که هر ذرۀ خاک
جامی‏ست جهان نما، چون در نگری

=============

در آینۀ جمال حق کن نظری
تا جان و دلت بیابد از حق خبری

خواهی که دل و جانت منور گردد
باید که به کویش گذری سحری

=============

یک ذره ز فقر اگر به صحرا بودی
نه کافر و نه گبر و نه ترسا بودی

گر دیدۀ جهل خلق بینا بودی
این رشته که سر دو تاست، یک تا بودی

=============

گر در نظر خویش حقیری، مردی
ور بر سر نفس خود امیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده‏ای بگیری، مردی

=============

تا کی پی اسباب و تنعم گردی؟
تا چند دَرِ سرای مردم گردی؟

در دایرۀ وجود تو دایره ای ست
زین دایره گر برون روی گم گردی

=============

گر حاکم صد شهر و ولایت گردی
ور در هنر و فضل به غایت گردی

گر فاسق مطلقی و گر زاهد خشک
روزی دو سه بگذرد حکایت گردی

=============

مردی باید، بلند همت مردی
زین تجربه دیده ای، خرد پروردی

کو را به تصرف اندرین عالم خاک
بر دامن همت ننشیند گردی

=============

از معدن خویش اگر جدا افتادی
آخر بنگر که خود کجا افتادی

در خانۀ خود خدای را گم کردی
زان در ره خانۀ خدا افتادی

=============

دعوی به سر زبان خود وابستی
در خانه هزار بت، یکی نشکستی

گویی به یک قول شهادت رستم
فردات کند خمار، کامشب مستی

=============

ای صوفی صافی که خدا می‏طلبی
او جای ندارد، ز کجا می‏طلبی؟

گر زانکه شناسی اش چرا می خواهی
ور زانکه ندانی اش که را می‏طلبی؟

=============

ای آن که شب و روز خدا می طلبی
کوری گرش از خویش جدا می طلبی

حق با تو به صد زبان همی گوید راز:
سر تا قدمت منم، که را می طلبی؟

=============

ای عین بقاء در چه بقایی که نه‏ای؟
در جای نه‏ای؟ کدام جائی که نه‏ای؟

ای ذات تو از جا و جهت مستغنی
آخر تو کجانی؟ و کجائی که نه‏ای؟

=============

گر دریابی که از کجا آمده‏ای
وز بهر چه وز بهر چرا آمده‏ای

گر بشناسی، به اصل خود بازرسی
ور نه چو بهایم به چرا آمده‏ای

=============

این نیست جهان جان که پنداشته ای
وین نیست ره وصل که برداشته ای

آن چشمه که خضر خورد از او آب حیات
در منزل توست، لیک انباشته ای

=============

رندی باید، ز شهر خود تاخته‏ای
بنیاد وجود خود برانداخته‏ای

زین نادره‏ای، سوخته‏ای، ساخته‏ای
و آنگه به دمی هر دو جهان باخته‏ای

=============

مستم به خرابات، ولی از می نه
نقلم همه نقل است و حریفم شئ نه

در گوشۀ خلوتم نشان پی نه
اشیاء همه در من و من در وی نه

=============

ای لطف تو در کمال بالای همه
وی ذات تو از علوم دانای همه

بینی بد و نیک و همه پیدا و نهان
چون دیدۀ صنع توست بینای همه

=============

گر مغز همه بینی و گر پوست همه
هان تا نکنی کج نظری، کوست همه

تو دیده نداری که درو در نگری
ورنه ز سرت تا به قدم اوست همه

=============

ای پای شرف بر سر افلاک زده
وی دم همه از خلعت لولاک زده

و آنگه به سرانگشت ارادت، یک شب
درع قصب ماه فلک چاک زده

=============

دنیا به مراد رانده گیر، آخر چه؟
وین نامۀ عمر خوانده گیر، آخر چه؟

گیرم که به کام دل بمانی صد سال
صد سال دگر بمانده گیر، آخر چه؟

=============

افضل درِ دل می زنی، آخر دل کو؟
عمری ست که راه می روی، منزل کو؟

شرمت بادا ز خلوت و خلوتیان
هفتاد و دو چله داشتی، حاصل کو؟

=============

ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو
یا ساکن عشوه خانۀ گردون شو

دانی چه کنی چو نیست سامان مُقام
انگار درون نیامدی، بیرون شو

=============

افضل تو به هر حال مغرور مشو
پروانه صفت به گرد هر نور مشو

از خود بینی‏ست کز خدا دور شوی
نزدیک خود آ و از خدا دور مشو

=============

گر خلوت و عزلت است سرمایۀ تو
هرگز به ضلالت نرسد پایۀ تو

مانند هما مجرد آ تا بینی
ارباب سعادت همه در سایۀ تو

==============

ای تاج لعمرک ز شرف بر سر تو
وی قبلۀ عالمین ز خاک در تو

در خطۀ کون و هر کجا سلطانی ست
بر خط تو سر نهاد و شد چاکر ت
و
==============

دشت از مجنون که لاله می روید از او
ابر از دهقان که ژاله می روید از او

طوبی و بهشت و جوی شیر از زاهد
ما و دلکی که ناله می روید از او

==============

دل مغز حقیقت است و تن پوست، ببین
در کسوت روح، صورت دوست ببین

هر چیز که آن نشان هستی دارد
یا سایۀ نور اوست، یا اوست، ببین
==============

بر سیر اگر نهاده ای دل اکنون
از پوشش و قوت خود مجو هیچ افزون

خاری که ز امید خلد در پایت
خالی می‏کن به سوزن فکر برون
==============

گویند کز این جهان مگر شادم من
یا خود ز عدم برای این زادم من

مقصود من از هر دو جهان وصل تو بود
ور نه ز وجود و عدم آزادم من

==============
با خلق به خُلق زندگانی می کن
نیکی همه عمر تا توانی می کن

کام همه را بر آر از دست و زبان
و آنگه بنشین و کامرانی می کن

=============

اندر ره حق تصرف آغاز مکن
چشم بد خود به عیب کس باز مکن

سّر همه بندگان خدا می داند
در خود نگر و فضولی راز مکن

=============

در ظلم به قول هیچ کس کار مکن
با خلق به خُلق گوی و آزار مکن

فردا گویی: من چه کنم؟ او می گفت:
این از تو بنشوند، زنهار مکن

=============

یک سو پسرت نشسته و یک سو زن
این جمله به هم بگذار و بر یک سو زن

عیسی نتوانست بر افلاک رسید
تا داشت ز اسباب جهان یک سوزن

=============

یا رب چه خوش است بی دهان خندیدن
بی منت دیده، خلق عالم دیدن

بنشین و سفر کن، که به غایت نیکوست
بی زحمت پا گرد جهان گردیدن

=============

از فضل چه حاصل است جز جان خوردن
افسوس افضل که فضل نتوان خوردن

نان پاره چو در دست سگان است امروز
از دست سگان نمی توان نان خوردن

=============

جایی که مقام نیست‏ات، مرحله دان
وین عمر پر آفت و بلا را تله دان

چون بر تنت از حدوث مردم حدث ا‏ست
جای حدث حدوثه را مزبله دان

===============

حیوان ز نبات است و نبات از ارکان
ارکان اثر گردش چرخ گردان

چرخ است به نفس قائم و نفس به عقل
عقل است فروغ نور مهر یزدان

 

ادامه مطالب




برچسب‌ها: شعر, رباعيات, باباافضل کاشانی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ساعت 22:9  توسط رادیو 110