حسين حماسيان (صابر کرمانی) در کرمان متولد شده ،نام پدرش حبيب الله و از
بازاريان معروف کرمان بود از نوجوانی به شعر،هنر و نقاشی وستاره شناسی
و مطالعه کتب علمی علاقه وافری داشته ، تحصيلات مقدماتی خود را در کرمان
گذرانده ، در 18سالگی پدرش را از دست داده و چون فرزند بزرگ خانواده بوده
فعاليت او زيادتر گشته و بعد از چند سال به تهران آمده ،ادبيات و شعر را دنبال
کرده و در اين زمينه کوشش فراوان داشته تا به مرحله استادی رسيده است
آثاری ازجمله:
سيمای شاعران ، لبخند بهار ، شکوفه های عشق ، اثر دل ،گذری بر ديوان
صابرکرمانی ، مدح علی (ع) ، گفتار پيرطريقت ، زندگی چهارده معصوم
و آثاری ديگر را عرضه نموده و در تحقيق و تألیف و تصنيف همتی والا و قلمی
شيوا دارد.
طبعِ روان او در بيان مطالب و موضوعات مختلف به شعر حيرت انگيز است و
اين روانی از ابتدای جوانی باعث ظهور ابياتی جاودانی بوده که به عنوان مثال
مي توان به مثنوی زير در وفات و رثاء پدر اشاره داشته که در همان روزها
سروده شده است:
" سيصد و شصت و سه سال و يکهزار
بعد هجرت چون گذشت از روزگار
حاج حبيب الله ابن بوتراب
رَخت بربستی از اين ديرِ خراب
در دوشنبه چارم ماه رجب
شد رها از غصه و رنج و تعب
پنج روز از تير ماه پُر ملال
کشتی عمرش به بحر غم نشست
ختم شد گفتار من تم الکتاب
فاتحه خوانيد بهرش بی حساب "
روزی می خواهد که غير از صابر تخلصی ديگر از ديوان حافظ شيراز آن دانای
راز انتخاب کند، سطر اول صفحه اين بيت نمايان و از حالاتش نشان بوده است:
" منکه در آتشِ سودای تو آهی نکشم
نتوان گفت که بر داغ دلم صابر نيست "
او در سن چهل سالگی با همسری با ميمنت ازدواج کرده که ثمره آن چهار
فرزند می باشد او نسبت به همسرو فرزندانش علاقة شديد دارد:
" افسانه عمر ، تلخ و شيرين باشد
هر خاطره ای گل و رياحين باشد
با ياد محمد و علی خرم زی
تا ميمنتی ز آل ياسين باشد "
وي در تاريخ 13 آبان 1386 ديار فاني را ترک كرد.
منبع:سایت جامع ادبی ایران
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۹ساعت 23:17 توسط رادیو 110
|