|
رادیــــــــــــو110
|
دانلود اسکای ---
گفتم لب شکرین تو آن منست
گفت از تو دریغ نیست گر جان منست
===
غم دیدم از آن کس که مرا میباید
ببریدم ازو تا دل من بگشاید
نادیدن او مرا همیبگزاید
گرگ آشتیی کنم چه تا پیش آید
===
گفتم که بیا وعدهی دوشینه بیار
ور نه بخروشم از تو اکنون چو هزار
گفتا دهم ای همه جفا ، نک زنهار!
آواز مده که گوش دارد دیوار
===
صدبار ز من شنیده بودی کم و بیش
کایزد همه را هرچه کنند آرد پیش
در کردهی خویش مانده ای ای درویش
چه چون کندی فزون ز اندازهی خویش
===
یاری بودی سخت بیین و بسنگ
همسایهی تو بهانه جوی و دلتنگ
این خو تو ازو گرفتهای ای سرهنگ
انگور ز انگور همیگیرد رنگ
===
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه درین زمانهی پرنیرنگ
یک کشته بنام به که صد زنده به ننگ
===
گویند که معشوق تو زشتست و سیاه
گر زشت و سیاهست مرا نیست گناه
من عاشقم و دلم بر او گشته تباه
عاشق نبود ز عیب معشوق آگاه
===
با من چو گل شکفته باشی گه گه
گاهی باشی چو کارد با گوشت تبه
روزی همه آری کنی و روزی نه
یکره صنما بنه مرا بر یک ره
===
از بهر خدای اگر تویی سرو سرای
یکباره ز من باز مگیر ای بت پای
دیدار عزیز کردی ای بارخدای
سیمرغ نهای روی رهی را بنمای
فرخی سیستانی
رباعيات