|
رادیــــــــــــو110
|
دانلود اسکای ---
تفسير آيات سوره مبارکه نباء تفسیر المیزان
اين سوره متضمن خبر از آمدن يوم الفصل و صفات آن و استدلال بر حقيقت آن، و ترديدناپذيري آن است، و از اينجا آغاز ميشود كه مردم از يكديگر از خبر قيامت ميپرسند، آنگاه در سياق جواب و با لحني تهديدآميز ميفرمايد:
به زودي از آن آگاه خواهند شد، و سپس براي ثبوت آن به اين دليل استدلال ميكند كه نظام مشهود در عالم با
تدبير حكيمانهاي كه در آن است، بهترين و روشنترين دلالت را دارد بر اينكه بعد از اين نشاه دنياي متغير و فنا پذير، نشاه ثابت و باقي هست، و به دنبال اين خانهاي كه در آن عمل هست و جزا نيست، خانهاي هست
كه در آن جزا هست و عمل نيست، پس در اين ميان روزي هست كه نظام جاري در اين عالم از آن خبر ميدهد.
سپس آن روز را با ذكر حوادثش توصيف ميكند كه مردم همگي در آن احضار ميشوند، و همه يكجا جمع ميگردند، طاغيان به سوي عذابي دردناك و متقين به سوي نعيمي مقيم منتقل ميشوند، و در آخر، كلام را با يك جمله تهديدآميز ختم ميكند.
و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده.
عم يتساءلون كلمه عم مخفف عن ما - از چه است، و حرف الف از كلمه ما ي استفهاميه حذف شده، و اين اختصاص به اين مورد ندارد، هر جا كه حرف جر بر سر ما ي استفهاميه در آيد، الف آن حذف ميشود، مثلا گفته
ميشود: لم، مم، علي م و الي م كه مخفف لما و مما و علي ما و الي ما است، و مصدر تساؤل به معناي اين است كه مردمي از يكديگر از مطلبي سؤال كنند، يا بعضي بعد از بعضي ديگر از مطلبي سؤال كنند، هر چند كه
مسؤول از خود آنان نباشد، در مورد ما نيز يا چنين بوده كه مردمي از يكديگر از مساله معاد ميپرسيدند، و يا يكي پس از ديگري از رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) ميپرسيدند، و چون سياق سوره سياق جواب است
و در اين جواب هم جانب تهديد و انذار چربيده، اين نظريه را تاييد ميكند كه متسائلان، كفار مكه بودند، همان مشركيني كه منكر نبوت و معاد بودند، نه مؤمنين، و نه كفار و مؤمنين هر دو.
پس تساؤل در ميان مشركين بوده، و اگر قرآن كريم خبر از آن را به صورت استفهام آورده براي اين است كه به پوچي و حقارت آن اشاره كند، و بفهماند پاسخ اين تساؤل آنقدر روشن است كه اصلا جايي براي اين تساؤل نيست.
عن النبا العظيم الذي هم فيه مختلفون اين آيه پاسخ از استفهامي است كه خود خداي تعالي كرده بود خودش پرسيد از چه تساؤل ميكنند؟پاسخ ميدهد از خبري بس عظيم.
و اين توصيفي كه از خبر مذكور كرده توصيفي است كه تعظيم آن خبر از آن هويدا است.
و مراد از خبر عظيم خبر بعث و قيامت است، كه قرآن عظيم در سورههاي مكي و مخصوصا در سورههايي كه در اوائل بعثت نازل شده كمال اهتمام را درباره اثبات آن دارد، مؤيد اين معنا سياق آيات اين سوره است كه در آنها
جز به مساله قيامت، و صفات يوم الفصل، و استدلال بر حقيت و واقعيت آن پرداخته نشده. ولي بعضي گفتهاند: مراد از آن نبا قرآن عظيم است.
ليكن سياق اين احتمال را رد ميكند، چون هر چند كه گفتار سوره خالي از اشاره به قرآن نيست، وليكن سياق أجنبي از آن است.
بعضي ديگر گفتهاند: نبا عظيم عبارت است از عقايدي چون اثبات صانع، و صفات او و ملائكه و رسل او، و مساله بعث، بهشت، دوزخ و غير آن كه مورد اختلافشان بوده.
به نظر ميرسد صاحب اين قول بدان جهت كه در اين سوره به حقيت همه اين مطالب اشاره شده، چنين گفته است.
ليكن اين طرز استفاده درست نيست چون اشاره به حقيت معارف اسلامي از لوازم مساله قيامت است، كه خود از لوازم جزا و تكليف است، جزاي اعتقادات حق و اعمال صالح، و جزاي كفر و جرائم عملي، و اگر در سوره به
صفات يوم الفصل پرداخته تبعي و به قصد ثانوي بوده، و غرض اولي بدان متعلق نشده.
علاوه بر اين، مراد از افرادي كه از يكديگر تساؤل ميكردهاند - به بياني كه گذشت - مشركين بودهاند، كه صانع و ملائكه را قبول داشتند، و ماوراي آن را يعني رسالت و قيامت و بهشت و دوزخ را منكر بودند.
الذي هم فيه مختلفون - مشركين در اصل انكار معاد متفق بودند، اختلافشان تنها در طرز انكار آن بوده، بعضي آن را محال ميدانستند و به خاطر محال بودنش منكر بودند، همچنان كه از سخني كه قرآن كريم از ايشان حكايت كرده اين معنا استفاده ميشود، و آن سخن اين است: هل ندلكم علي رجل ينبئكم اذا مزقتم كل ممزق انكم
لفي خلق جديد، بعضي ديگر آن را محال نميدانستند، بلكه تنها به نظرشان بعيد ميرسيده، از اين جهت انكارش نموده، به حكايت قرآن ميگفتند: أ يعدكم انكم اذا متم و كنتم ترابا و عظاما أنكم مخرجون هيهات هيهات
لما توعدون، بعضي هم نه آن را محال ميدانستند، و نه بعيد ميشمردند، بلكه انكارشان از اين جهت بود كه در آن شك داشتند، همچنان كه آيه زير كه ميفرمايد: بل ادارك علمهم في الاخرة بل هم في شك منها، با وضع آنان تطبيق ميكند.
بعضي هم يقين بدان داشتند، وليكن از در عناد منكر آن ميشدند كه جمله بل لجوا في عتو و نفور حكايت حال ايشان است.
و آنچه از آيات سهگانه اول سوره و بعد آن به دست ميآيد اين است كه وقتي از قرآن شنيدند كه در انذار و
تهديد ايشان سخن از روز قيامت و جزا و يوم الفصل ميآورد، برايشان گران آمده، شروع كردهاند از يكديگر بپرسند كه اين چه خبر عجيبي است، كه تاكنون به گوش ما نخورده؟و چه بسا به خود رسول خدا
(صلياللهعليهوآلهوسلّم) رجوع كرده و يا از مؤمنين ميپرسيدند كه روز قيامت چيست و چه خصايصي دارد، و چه وقت واقع ميشود؟ متي هذا الوعد ان كنتم صادقين و چه بسا در مورد بعضي از حقايق قرآني و معارفي جديد
كه اسلام متضمن آن بود به اهل كتاب و مخصوصا به يهود مراجعه نموده، در فهم آن معارف از آنان كمك ميگرفتند.
و خداي تعالي در اين سوره تساؤل آنان را به صورت سؤال و جوابي حكايت نموده، ميفرمايد: از چه تساؤل ميكنند؟آنگاه خودش پاسخ خود را ميدهد كه از خبري عظيم تساؤل ميكنند، خبر عظيمي كه در باره آن ديدي
مختلف دارند، و آنگاه از تساؤل آنان پاسخ ميدهد كه كلا سيعلمون ... نه، بيهوده از يكديگر نپرسند كه به زودي خواهند دانست ... مفسرين درباره مفردات آيات سهگانه، و تقريب معاني آن وجوهي بسيار گفتهاند، كه چون
هيچ يك از آنها با سياق سازگار نبود، از ايرادش خودداري نموديم، و آنچه آورديم مطلبي است كه سياق، آن را افاده ميكند.
كلا سيعلمون ثم كلا سيعلمون اين جمله جلو ايشان را از تساؤل از قيامت ميگيرد، تساؤلي كه گفتيم منشا آن مختلف بوده.
و معناي آيه اين است كه بايد دست از اين پرس و جويها بردارند، براي اينكه حقيقت امر به زودي برايشان كشف ميشود، و اين خبر - قيامت - واقع ميشود، آن وقت آنچه امروز نميدانند خواهند دانست،
و در اين تعبير تهديدي هم هست همان تهديدي كه در آيه و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون، به چشم ميخورد، و جمله ثم كلا سيعلمون تاكيد همان ردع و تهديد سابق است، و لحن تهديد خود قرينه است بر اينكه پرس و جوي كنندگان مشركين بودهاند، كه منكر معاد و جزايند، نه مؤمنين، و نه مشركين و مؤمنين جميعا.
الم نجعل الارض مهادا اين آيه تا يازده آيه بعدش در مقام احتجاج و استدلال بر ثبوت بعث و جزا و تحقق اين خبر عظيم است، و لازمه ثبوت آن صحت جمله قبلي است كه ميفرمود: كلا سيعلمون و اينكه به زودي مشاهده ميكنند و ميدانند.
بيان آن حجت اين است كه عالم محسوس با زمين و آسمانش و شب و روزش و انسانهايش كه نسلا بعد نسل ميآيند و ميروند، و نظام جاري در سراپايش، و تدبير متقن ودقيقي كه در همه امورش جريان دارد، ممكن نيست
صرفا به خاطر بازي و سرگرمي پديد آمده باشد، و هيچ هدف و غرضي در نظر پديد آورندهاش نباشد، پس به طور مسلم و بديهي بايد در پي اين نظام متحول و متغير و گردنده، عالمي باشد كه نظام در آن ثابت و باقي باشد،
و در آن عالم اثر صلاح و فساد اين عالم، ظهور پيدا كند، صلاحي كه فطرت بشر بدان دعوت ميكرد، و فسادي كه از آن نهي مينمود، و ما ميبينيم كه اثر صلاح و فساد، كه همانا سعادت متقين و شقاوت مفسدين است
در اين عالم محسوس ظاهر نشده، و اين از محالات است كه خداي تعالي در فطرت بشر آن دعوت غريزي را و اين ردع و منع غريزي را به وديعه بسپارد، در حالي كه نه آن دعوت اثري در خارج داشته باشد و نه آن منع، پس
به طور يقين در اين ميان روزي وجود دارد كه در آن روز انسان صالح اثر صلاح خود را، و انسان فاسد اثر فساد خود را ميبيند.
پس اين آيات در معناي آيه زير است كه ميفرمايد: و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما باطلا ذلك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من النار ام نجعل الذين امنوا و عملوا الصالحات كالمفسدين في الارض ام نجعل المتقين
كالفجار با اين بيان و اين استدلال ثابت ميشود كه در اين ميان روزي هست كه انسان آن را ديدار خواهد كرد، و در آن روز به جزاي آنچه كرده چه خير و چه شر ميرسد، پس مشركين نميتوانند در آن اختلاف نموده، و يا شك
كنند، و يا بعضي ديگرشان آن را بعيد بشمارند، و يا بعضي ديگرشان محال بدانند، و يا بعضي ديگرشان با علم به آن از در عناد و لجاج منكرش شوند، پس آمدن چنين روزي بديهي، و وقوعش ضروري است، و جزاي در آن جاي شك نيست.
از بعضي از مفسرين چنين بر ميآيد كه خواستهاند بگويند: اين آيات در مقام اثبات قدرت است، و اينكه عود - در قيامت - نظير بدء - آغاز - خلقت است، آن خدايي كه توانست عالم را ابتداء خلق كند، قادر است كه آن را دوباره اعاده دهد.
اين استدلال هر چند كه در جاي خودش تمام و صحيح است، و در كلام خداي تعالي هم به آن تمسك شده و ليكن استدلالي است بر امكان اعاده، نه بر وقوع آن، و سياق آيات مورد بحث ميخواهد وقوع آن را اثبات كند نه امكانش را، پس بيان مناسبتر همان بياني است كه ما ذكر كرديم.
و به هر حال اينكه فرمود: ألم نجعل الارض مهادا استفهامي است انكاري، و كلمه مهاد به معناي بستر و قراري است كه در آن تصرف ميشود، و بر فرشي كه روي آن مينشينند نيز اطلاق ميگردد.
و معناي جمله اين است كه مگر ما نبوديم كه زمين را براي شما قرارگاه كرديم، تا بتوانيد در آن قرار گيريد، و در آن تصرف كنيد.
و الجبال أوتادا كلمه أوتاد جمع وتد است، و وتد به معناي ميخ است، البته بنا به گفته صاحب مجمع ميخ بزرگ را وتد گويند (نه ميخهاي معمولي را).
و اگر كوهها را ميخ خوانده شايد از اين جهت بوده كه پيدايش عمده كوههايي كه در روي زمين است از عمل آتشفشانهاي تحت الارضي است، كه يك نقطه از زمين را ميشكافد و مواد مذاب زميني از آن فوران ميكند، و به اطراف آن نقطه ميريزد، و به تدريج اطراف آن نقطه بالا ميآيد و ميآيد تا به صورت ميخي كه روي زمين كوبيده باشند، در آيد، و باعث سكون و آرامش فوران آتشفشان زير زمين گردد، و اضطراب و نوسان زمين از بين برود.
و از بعضي از مفسرين حكايت شده كه گفته است: مراد از ميخ بودن كوهها اين است كه معاش اهل زمين به وسيله اين كوهها و منافعي كه خدا در آنها به وديعت سپرده تامين ميشود، چون اگر كوهها نبودند زمين دائما در زير پاي اهلش در حال نوسان بود، نه كشت و زرعي ميگذاشت، و نه خانهاي.
ولي اين سخن در حقيقت لفظ را بدون جهت از ظاهرش برگرداندن است.
و خلقناكم أزواجا يعني ما شما را جفت جفت از نر و ماده آفريديم، تا سنت ازدواج و تناسل در بينتان جريان يابد، در نتيجه نوع بشر تا روزي كه خدا خواسته باشد باقي بماند.
بعضي گفتهاند: مراد از ازواج، اشكال است، يعني ما شما را شكل هم خلق كرديم.
بعضي ديگر گفتهاند: يعني ما شما را اصناف مختلف سفيد و سياه و سرخ و زرد خلق كرديم. بعضي ديگر گفتهاند: معنايش اين است كه خلقت هر يك نفر از شما از دو مني يعني مني مرد و مني زن بوده.ولي اين وجوه ضعيفند.
و بعضي گفتهاند: التفاتي كه در آيه از غيبت - سيعلمون - به خطاب - خلقناكم - به كار رفته، به منظور مبالغه در الزام و اسكات خصم بوده.
و جعلنا نومكم سباتا كلمه سبات به معناي راحتي و فراغت است، چون خوابيدن باعث آرامش و تجديد قواي حيواني و بدني ميشود، و خستگي ناشي از بيداري و تصرفات نفس در بدن از بين ميرود.
بعضي گفتهاند: كلمه سبات به معناي قطع است، و اگر خواب را قطع خوانده، بدين جهت بوده كه در خواب تصرفات نفس در بدن قطع ميشود.
اين وجه هم نزديك به همان وجه قبلي است.
بعضي ديگر گفتهاند: سبات به معناي مرگ است، و اگر خداي سبحان خواب را جزو مرگ دانسته، تنها در اين آيه نبوده، در آيه ديگر نيز آن را مرگ خوانده و فرموده: هو الذي يتوفيكم بالليل، ليكن اين معنا بعيد است،
و آيهاي كه شاهد آورده، خداي تعالي در آن خوابيدن را توفي - تحويل گرفتن - خوانده، نه ميراندن، بلكه قرآن كريم تصريح دارد بر اينكه خوابيدن مردن نيست، و فرموده: الله يتوفي الانفس حين موتها و التي لم تمت في منامها.
و جعلنا الليل لباسا يعني ما شب را چون لباس ساتري قرار داديم كه با ظلمتش همه چيز و همه ديدنيها را ميپوشاند، همانطور كه لباس بدن را ميپوشاند، و اين خود سببي است الهي كه مردم را به دست كشيدن
از كار و حركت ميخواند، و متمايل به سكونت و فراغت و برگشتن به خانه و خانواده ميسازد.
و از بعضي حكايت شده كه گفتهاند: مراد از لباس بودن شب اين است كه چون لباس است براي روز، كه روز به آساني از آن بيرون ميشود. ولي انصافا اين وجه وجه درستي نيست.
و جعلنا النهار معاشا كلمه عيش - به طوري كه راغب گفته - به معناي زندگي است، چيزي كه هست كلمه عيش مختص به زندگي حيوان است، به اين معنا كه به زندگي خداي تعالي و ملائكه عيش گفته نميشود،
ولي حيات خدا و حيات ملائكه گفته ميشود و كلمه معاش مصدر ميمي و هم اسم زمان و مكان از عيش است، و در آيه مورد بحث به يكي از دو معناي اخير است، يعني زمان و يا مكان عيش.
و معناي آيه اين است كه: ما روز را زمان زندگي شما و يا محل زندگي شما قرار داديم تا در آن از فضل پروردگارتان طلب كنيد.
و بعضي گفتهاند: مراد از آن همان معناي مصدري است، چيزي كه هست مضافي از آن حذف شده، و تقدير كلام و جعلنا النهار طلب معاش است، يعني ما روز را طلب معاش قرار داديم.
و بنينا فوقكم سبعا شدادا يعني بر بالاي سرتان هفت آسمان سخت بنياد، قرار داديم.
و جعلنا سراجا وهاجا كلمه وهاج به معناي چيزي است كه نور و حرارت شديدي داشته باشد، و منظور از چراغ وهاج خورشيد است.
و أنزلنا من المعصرات ماء ثجاجا كلمه معصرات به معناي ابرهاي بارنده است.
و بعضي گفتهاند: به معناي بادهايي است كه ابرها را ميفشارد تا ببارد، و كلمه ثجاج به معناي ابري است كه بسيار آب بريزد.
و بنابراين، بهتر آن است كه كلمه من را به معناي باء بگيريم، و معنا چنين شود ما به وسيله بادهاي فشار آورنده آبي ريزان نازل كرديم.
لنخرج به حبا و نباتا يعني اين كار را كرديم تا دانهها و نباتاتي كه مايه قوت آدميان و حيوانات است بيرون آوريم.
و جنات الفافا اين جمله عطف است بر كلمه حبا، و جنات الفاف به معناي درختان أنبوه و در هم فرو رفته است.
بعضي گفتهاند: كلمه الفاف جمعي است كه از ماده خودش مفرد ندارد.
.
دانلود فايرفاكس(Firefox 15.0 Beta 1)
ده نرمافزار امنیتی كوچك (دانلود رايگان) - قسمت اول
10 بازی برتر برای گوشیهای iphone (قسمت اول)
مدلسازی یک حلقه طلا به کمک نرمافزار 3d MAX
از راست به چپ و چپ به راست بنويسيد
دانلود تیتراژ پایانی برنامه «ماه عسل» با صدای حامد زمانی
راهکارهای ارتباط وایرلس سریعتر
راهنماي نصب برنامه روی گوشیهای آندرویدی
دانلود ربنا و مثنوی افشاری با صدای شجریان
کتابخانه ديجيتالي براي کتابهاي ديجيتالي!
رمزهاي يدكي براي ورود به ويندوز
دانلود بازی جذاب و فکری جابجایی جعبه ها
استفاده لذتبخش از ويندوز 8 حذف عبارات جستجو شده
داستان کوتاه “خدا هست”و داستان “مسافرکش”
دکتر همیشگی سیستم شما (دانلود) -
معرفی اپلیکیشنهای ضروری اندروید و آیفون - خردادماه
آموزش کامل اندروید + روت و نصب برنامه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.