رادیــــــــــــو110
. -دانلود آهنگ با لینک مستقیم -- اس ام اس جدید---حکایات --- پیامک های زیبا به مناسبت سال نو ---- زیباترین عکس --

دانلود اسکای --- آخرین مطالب وبلاگ ---- زیباترین اشعار از شعرا --- کد پیشواز آهنگ ---

.
مسابقه پیامکی شماره 67(طرح بزرگ قرآنی 1446)

طرح قرآنی 1446 با محوریت نهضت حفظ قرآن کریم و با موضوع جز 30 این کتاب الهی، برگزار می شود.

منظور از «نباء عظیم» در آیه 2 سوره نبأ، چیست؟

1- نعمتهای بهشتی

2- قیامت و رستاخیز

3- عقوبت الهی .

به احتمال زیاد گزینه صحیح گزینه 2 می باشد برای اطمینان خاطر به منبع خود آیه یعنی سوره عبس مراجعه کنید.

گزینه صحیح رابه شماره پیامک 300001446 ارسال کنید.

جهت شرکت درمسابقه تلفنی باشماره 22041446 تماس حاصل فرمایید باکد 021وبرای دوستان خارج ازکشور0098 کد کشور ایران شماره گرفته شود!

http://www.1446.ir/

EMAIL : 1446@irib.ir

اسامی برندگان

http://www.1446.ir/reader.php?module=asl



سوره 78: النبأ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان

عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ﴿1﴾
درباره چه چيز از يكديگر مى‏پرسند (1)

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿2﴾
از آن خبر بزرگ (2)


الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿3﴾
كه در باره آن با هم اختلاف دارند (3)

كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿4﴾
نه چنان است به زودى خواهند دانست (4)

ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ﴿5﴾
باز هم نه چنان است بزودى خواهند دانست (5)

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿6﴾
آيا زمين را گهواره‏اى نگردانيديم (6)

وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿7﴾
و كوهها را [چون] ميخهايى [نگذاشتيم] (7)

وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ﴿8﴾
و شما را جفت آفريديم (8)

وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا ﴿9﴾
و خواب شما را [مايه] آسايش گردانيديم (9)


وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا ﴿10﴾
و شب را [براى شما] پوششى قرار داديم (10)

وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا ﴿11﴾
و روز را [براى] معاش [شما] نهاديم (11)

وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا ﴿12﴾
و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا كرديم (12)

وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا ﴿13﴾
و چراغى فروزان گذارديم (13)


وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا ﴿14﴾
و از ابرهاى متراكم آبى ريزان فرود آورديم (14)


لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا ﴿15﴾
تا بدان دانه و گياه برويانيم (15)


وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا ﴿16﴾
و باغهاى در هم پيچيده و انبوه (16)

.

تفسير آيات سوره مبارکه نباء تفسیر المیزان


اين سوره متضمن خبر از آمدن يوم الفصل و صفات آن و استدلال بر حقيقت آن، و ترديدناپذيري آن است، و از اينجا آغاز مي‏شود كه مردم از يكديگر از خبر قيامت مي‏پرسند، آنگاه در سياق جواب و با لحني تهديدآميز مي‏فرمايد:

به زودي از آن آگاه خواهند شد، و سپس براي ثبوت آن به اين دليل استدلال مي‏كند كه نظام مشهود در عالم با

تدبير حكيمانه‏اي كه در آن است، بهترين و روشن‏ترين دلالت را دارد بر اينكه بعد از اين نشاه دنياي متغير و فنا پذير، نشاه ثابت و باقي هست، و به دنبال اين خانه‏اي كه در آن عمل هست و جزا نيست، خانه‏اي هست

كه در آن جزا هست و عمل نيست، پس در اين ميان روزي هست كه نظام جاري در اين عالم از آن خبر مي‏دهد.

سپس آن روز را با ذكر حوادثش توصيف مي‏كند كه مردم همگي در آن احضار مي‏شوند، و همه يكجا جمع مي‏گردند، طاغيان به سوي عذابي دردناك و متقين به سوي نعيمي مقيم منتقل مي‏شوند، و در آخر، كلام را با يك جمله تهديدآميز ختم مي‏كند.

و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده.

عم يتساءلون كلمه عم مخفف عن ما - از چه است، و حرف الف از كلمه ما ي استفهاميه حذف شده، و اين اختصاص به اين مورد ندارد، هر جا كه حرف جر بر سر ما ي استفهاميه در آيد، الف آن حذف مي‏شود، مثلا گفته

مي‏شود: لم، مم، علي م و الي م كه مخفف لما و مما و علي ما و الي ما است، و مصدر تساؤل به معناي اين است كه مردمي از يكديگر از مطلبي سؤال كنند، يا بعضي بعد از بعضي ديگر از مطلبي سؤال كنند، هر چند كه

مسؤول از خود آنان نباشد، در مورد ما نيز يا چنين بوده كه مردمي از يكديگر از مساله معاد مي‏پرسيدند، و يا يكي پس از ديگري از رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مي‏پرسيدند، و چون سياق سوره سياق جواب است

و در اين جواب هم جانب تهديد و انذار چربيده، اين نظريه را تاييد مي‏كند كه متسائلان، كفار مكه بودند، همان مشركيني كه منكر نبوت و معاد بودند، نه مؤمنين، و نه كفار و مؤمنين هر دو.

پس تساؤل در ميان مشركين بوده، و اگر قرآن كريم خبر از آن را به صورت استفهام آورده براي اين است كه به پوچي و حقارت آن اشاره كند، و بفهماند پاسخ اين تساؤل آنقدر روشن است كه اصلا جايي براي اين تساؤل نيست.

عن النبا العظيم الذي هم فيه مختلفون اين آيه پاسخ از استفهامي است كه خود خداي تعالي كرده بود خودش پرسيد از چه تساؤل مي‏كنند؟پاسخ مي‏دهد از خبري بس عظيم.

و اين توصيفي كه از خبر مذكور كرده توصيفي است كه تعظيم آن خبر از آن هويدا است.

و مراد از خبر عظيم خبر بعث و قيامت است، كه قرآن عظيم در سوره‏هاي مكي و مخصوصا در سوره‏هايي كه در اوائل بعثت نازل شده كمال اهتمام را درباره اثبات آن دارد، مؤيد اين معنا سياق آيات اين سوره است كه در آنها

جز به مساله قيامت، و صفات يوم الفصل، و استدلال بر حقيت و واقعيت آن پرداخته نشده. ولي بعضي گفته‏اند: مراد از آن نبا قرآن عظيم است.


ليكن سياق اين احتمال را رد مي‏كند، چون هر چند كه گفتار سوره خالي از اشاره به قرآن نيست، وليكن سياق أجنبي از آن است.

بعضي ديگر گفته‏اند: نبا عظيم عبارت است از عقايدي چون اثبات صانع، و صفات او و ملائكه و رسل او، و مساله بعث، بهشت، دوزخ و غير آن كه مورد اختلافشان بوده.

به نظر مي‏رسد صاحب اين قول بدان جهت كه در اين سوره به حقيت همه اين مطالب اشاره شده، چنين گفته است.

ليكن اين طرز استفاده درست نيست چون اشاره به حقيت معارف اسلامي از لوازم مساله قيامت است، كه خود از لوازم جزا و تكليف است، جزاي اعتقادات حق و اعمال صالح، و جزاي كفر و جرائم عملي، و اگر در سوره به

صفات يوم الفصل پرداخته تبعي و به قصد ثانوي بوده، و غرض اولي بدان متعلق نشده.

علاوه بر اين، مراد از افرادي كه از يكديگر تساؤل مي‏كرده‏اند - به بياني كه گذشت - مشركين بوده‏اند، كه صانع و ملائكه را قبول داشتند، و ماوراي آن را يعني رسالت و قيامت و بهشت و دوزخ را منكر بودند.

الذي هم فيه مختلفون - مشركين در اصل انكار معاد متفق بودند، اختلافشان تنها در طرز انكار آن بوده، بعضي آن را محال مي‏دانستند و به خاطر محال بودنش منكر بودند، همچنان كه از سخني كه قرآن كريم از ايشان حكايت كرده اين معنا استفاده مي‏شود، و آن سخن اين است: هل ندلكم علي رجل ينبئكم اذا مزقتم كل ممزق انكم

لفي خلق جديد، بعضي ديگر آن را محال نمي‏دانستند، بلكه تنها به نظرشان بعيد مي‏رسيده، از اين جهت انكارش نموده، به حكايت قرآن مي‏گفتند: أ يعدكم انكم اذا متم و كنتم ترابا و عظاما أنكم مخرجون هيهات هيهات

لما توعدون، بعضي هم نه آن را محال مي‏دانستند، و نه بعيد مي‏شمردند، بلكه انكارشان از اين جهت بود كه در آن شك داشتند، همچنان كه آيه زير كه مي‏فرمايد: بل ادارك علمهم في الاخرة بل هم في شك منها، با وضع آنان تطبيق مي‏كند.

بعضي هم يقين بدان داشتند، وليكن از در عناد منكر آن مي‏شدند كه جمله بل لجوا في عتو و نفور حكايت حال ايشان است.

و آنچه از آيات سه‏گانه اول سوره و بعد آن به دست مي‏آيد اين است كه وقتي از قرآن شنيدند كه در انذار و

تهديد ايشان سخن از روز قيامت و جزا و يوم الفصل مي‏آورد، برايشان گران آمده، شروع كرده‏اند از يكديگر بپرسند كه اين چه خبر عجيبي است، كه تاكنون به گوش ما نخورده؟و چه بسا به خود رسول خدا

(صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) رجوع كرده و يا از مؤمنين مي‏پرسيدند كه روز قيامت چيست و چه خصايصي دارد، و چه وقت واقع مي‏شود؟ متي هذا الوعد ان كنتم صادقين و چه بسا در مورد بعضي از حقايق قرآني و معارفي جديد

كه اسلام متضمن آن بود به اهل كتاب و مخصوصا به يهود مراجعه نموده، در فهم آن معارف از آنان كمك مي‏گرفتند.



و خداي تعالي در اين سوره تساؤل آنان را به صورت سؤال و جوابي حكايت نموده، مي‏فرمايد: از چه تساؤل مي‏كنند؟آنگاه خودش پاسخ خود را مي‏دهد كه از خبري عظيم تساؤل مي‏كنند، خبر عظيمي كه در باره آن ديدي

مختلف دارند، و آنگاه از تساؤل آنان پاسخ مي‏دهد كه كلا سيعلمون ... نه، بيهوده از يكديگر نپرسند كه به زودي خواهند دانست ... مفسرين درباره مفردات آيات سه‏گانه، و تقريب معاني آن وجوهي بسيار گفته‏اند، كه چون

هيچ يك از آنها با سياق سازگار نبود، از ايرادش خودداري نموديم، و آنچه آورديم مطلبي است كه سياق، آن را افاده مي‏كند.

كلا سيعلمون ثم كلا سيعلمون اين جمله جلو ايشان را از تساؤل از قيامت مي‏گيرد، تساؤلي كه گفتيم منشا آن مختلف بوده.



و معناي آيه اين است كه بايد دست از اين پرس و جوي‏ها بردارند، براي اينكه حقيقت امر به زودي برايشان كشف مي‏شود، و اين خبر - قيامت - واقع مي‏شود، آن وقت آنچه امروز نمي‏دانند خواهند دانست،

و در اين تعبير تهديدي هم هست همان تهديدي كه در آيه و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون، به چشم مي‏خورد، و جمله ثم كلا سيعلمون تاكيد همان ردع و تهديد سابق است، و لحن تهديد خود قرينه است بر اينكه پرس و جوي كنندگان مشركين بوده‏اند، كه منكر معاد و جزايند، نه مؤمنين، و نه مشركين و مؤمنين جميعا.


الم نجعل الارض مهادا اين آيه تا يازده آيه بعدش در مقام احتجاج و استدلال بر ثبوت بعث و جزا و تحقق اين خبر عظيم است، و لازمه ثبوت آن صحت جمله قبلي است كه مي‏فرمود: كلا سيعلمون و اينكه به زودي مشاهده مي‏كنند و مي‏دانند.

بيان آن حجت اين است كه عالم محسوس با زمين و آسمانش و شب و روزش و انسانهايش كه نسلا بعد نسل مي‏آيند و مي‏روند، و نظام جاري در سراپايش، و تدبير متقن ودقيقي كه در همه امورش جريان دارد، ممكن نيست

صرفا به خاطر بازي و سرگرمي پديد آمده باشد، و هيچ هدف و غرضي در نظر پديد آورنده‏اش نباشد، پس به طور مسلم و بديهي بايد در پي اين نظام متحول و متغير و گردنده، عالمي باشد كه نظام در آن ثابت و باقي باشد،

و در آن عالم اثر صلاح و فساد اين عالم، ظهور پيدا كند، صلاحي كه فطرت بشر بدان دعوت مي‏كرد، و فسادي كه از آن نهي مي‏نمود، و ما مي‏بينيم كه اثر صلاح و فساد، كه همانا سعادت متقين و شقاوت مفسدين است

در اين عالم محسوس ظاهر نشده، و اين از محالات است كه خداي تعالي در فطرت بشر آن دعوت غريزي را و اين ردع و منع غريزي را به وديعه بسپارد، در حالي كه نه آن دعوت اثري در خارج داشته باشد و نه آن منع، پس

به طور يقين در اين ميان روزي وجود دارد كه در آن روز انسان صالح اثر صلاح خود را، و انسان فاسد اثر فساد خود را مي‏بيند.


پس اين آيات در معناي آيه زير است كه مي‏فرمايد: و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما باطلا ذلك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من النار ام نجعل الذين امنوا و عملوا الصالحات كالمفسدين في الارض ام نجعل المتقين

كالفجار با اين بيان و اين استدلال ثابت مي‏شود كه در اين ميان روزي هست كه انسان آن را ديدار خواهد كرد، و در آن روز به جزاي آنچه كرده چه خير و چه شر مي‏رسد، پس مشركين نمي‏توانند در آن اختلاف نموده، و يا شك

كنند، و يا بعضي ديگرشان آن را بعيد بشمارند، و يا بعضي ديگرشان محال بدانند، و يا بعضي ديگرشان با علم به آن از در عناد و لجاج منكرش شوند، پس آمدن چنين روزي بديهي، و وقوعش ضروري است، و جزاي در آن جاي شك نيست.



از بعضي از مفسرين چنين بر مي‏آيد كه خواسته‏اند بگويند: اين آيات در مقام اثبات قدرت است، و اينكه عود - در قيامت - نظير بدء - آغاز - خلقت است، آن خدايي كه توانست عالم را ابتداء خلق كند، قادر است كه آن را دوباره اعاده دهد.


اين استدلال هر چند كه در جاي خودش تمام و صحيح است، و در كلام خداي تعالي هم به آن تمسك شده و ليكن استدلالي است بر امكان اعاده، نه بر وقوع آن، و سياق آيات مورد بحث مي‏خواهد وقوع آن را اثبات كند نه امكانش را، پس بيان مناسب‏تر همان بياني است كه ما ذكر كرديم.


و به هر حال اينكه فرمود: ألم نجعل الارض مهادا استفهامي است انكاري، و كلمه مهاد به معناي بستر و قراري است كه در آن تصرف مي‏شود، و بر فرشي كه روي آن مي‏نشينند نيز اطلاق مي‏گردد.

و معناي جمله اين است كه مگر ما نبوديم كه زمين را براي شما قرارگاه كرديم، تا بتوانيد در آن قرار گيريد، و در آن تصرف كنيد.

و الجبال أوتادا كلمه أوتاد جمع وتد است، و وتد به معناي ميخ است، البته بنا به گفته صاحب مجمع ميخ بزرگ را وتد گويند (نه ميخهاي معمولي را).


و اگر كوهها را ميخ خوانده شايد از اين جهت بوده كه پيدايش عمده كوههايي كه در روي زمين است از عمل آتشفشان‏هاي تحت الارضي است، كه يك نقطه از زمين را مي‏شكافد و مواد مذاب زميني از آن فوران مي‏كند، و به اطراف آن نقطه مي‏ريزد، و به تدريج اطراف آن نقطه بالا مي‏آيد و مي‏آيد تا به صورت ميخي كه روي زمين كوبيده باشند، در آيد، و باعث سكون و آرامش فوران آتشفشان زير زمين گردد، و اضطراب و نوسان زمين از بين برود.



و از بعضي از مفسرين حكايت شده كه گفته است: مراد از ميخ بودن كوهها اين است كه معاش اهل زمين به وسيله اين كوهها و منافعي كه خدا در آنها به وديعت سپرده تامين مي‏شود، چون اگر كوهها نبودند زمين دائما در زير پاي اهلش در حال نوسان بود، نه كشت و زرعي مي‏گذاشت، و نه خانه‏اي.

ولي اين سخن در حقيقت لفظ را بدون جهت از ظاهرش برگرداندن است.

و خلقناكم أزواجا يعني ما شما را جفت جفت از نر و ماده آفريديم، تا سنت ازدواج و تناسل در بينتان جريان يابد، در نتيجه نوع بشر تا روزي كه خدا خواسته باشد باقي بماند.



بعضي گفته‏اند: مراد از ازواج، اشكال است، يعني ما شما را شكل هم خلق كرديم.

بعضي ديگر گفته‏اند: يعني ما شما را اصناف مختلف سفيد و سياه و سرخ و زرد خلق كرديم. بعضي ديگر گفته‏اند: معنايش اين است كه خلقت هر يك نفر از شما از دو مني يعني مني مرد و مني زن بوده.ولي اين وجوه ضعيفند.

و بعضي گفته‏اند: التفاتي كه در آيه از غيبت - سيعلمون - به خطاب - خلقناكم - به كار رفته، به منظور مبالغه در الزام و اسكات خصم بوده.


و جعلنا نومكم سباتا كلمه سبات به معناي راحتي و فراغت است، چون خوابيدن باعث آرامش و تجديد قواي حيواني و بدني مي‏شود، و خستگي ناشي از بيداري و تصرفات نفس در بدن از بين مي‏رود.



بعضي گفته‏اند: كلمه سبات به معناي قطع است، و اگر خواب را قطع خوانده، بدين جهت بوده كه در خواب تصرفات نفس در بدن قطع مي‏شود.

اين وجه هم نزديك به همان وجه قبلي است.

بعضي ديگر گفته‏اند: سبات به معناي مرگ است، و اگر خداي سبحان خواب را جزو مرگ دانسته، تنها در اين آيه نبوده، در آيه ديگر نيز آن را مرگ خوانده و فرموده: هو الذي يتوفيكم بالليل، ليكن اين معنا بعيد است،

و آيه‏اي كه شاهد آورده، خداي تعالي در آن خوابيدن را توفي - تحويل گرفتن - خوانده، نه ميراندن، بلكه قرآن كريم تصريح دارد بر اينكه خوابيدن مردن نيست، و فرموده: الله يتوفي الانفس حين موتها و التي لم تمت في منامها.

و جعلنا الليل لباسا يعني ما شب را چون لباس ساتري قرار داديم كه با ظلمتش همه چيز و همه ديدني‏ها را مي‏پوشاند، همانطور كه لباس بدن را مي‏پوشاند، و اين خود سببي است الهي كه مردم را به دست كشيدن

از كار و حركت مي‏خواند، و متمايل به سكونت و فراغت و برگشتن به خانه و خانواده مي‏سازد.



و از بعضي حكايت شده كه گفته‏اند: مراد از لباس بودن شب اين است كه چون لباس است براي روز، كه روز به آساني از آن بيرون مي‏شود. ولي انصافا اين وجه وجه درستي نيست.

و جعلنا النهار معاشا كلمه عيش - به طوري كه راغب گفته - به معناي زندگي است، چيزي كه هست كلمه عيش مختص به زندگي حيوان است، به اين معنا كه به زندگي خداي تعالي و ملائكه عيش گفته نمي‏شود،

ولي حيات خدا و حيات ملائكه گفته مي‏شود و كلمه معاش مصدر ميمي و هم اسم زمان و مكان از عيش است، و در آيه مورد بحث به يكي از دو معناي اخير است، يعني زمان و يا مكان عيش.


و معناي آيه اين است كه: ما روز را زمان زندگي شما و يا محل زندگي شما قرار داديم تا در آن از فضل پروردگارتان طلب كنيد.

و بعضي گفته‏اند: مراد از آن همان معناي مصدري است، چيزي كه هست مضافي از آن حذف شده، و تقدير كلام و جعلنا النهار طلب معاش است، يعني ما روز را طلب معاش قرار داديم.

و بنينا فوقكم سبعا شدادا يعني بر بالاي سرتان هفت آسمان سخت بنياد، قرار داديم.


و جعلنا سراجا وهاجا كلمه وهاج به معناي چيزي است كه نور و حرارت شديدي داشته باشد، و منظور از چراغ وهاج خورشيد است.

و أنزلنا من المعصرات ماء ثجاجا كلمه معصرات به معناي ابرهاي بارنده است.

و بعضي گفته‏اند: به معناي بادهايي است كه ابرها را مي‏فشارد تا ببارد، و كلمه ثجاج به معناي ابري است كه بسيار آب بريزد.

و بنابراين، بهتر آن است كه كلمه من را به معناي باء بگيريم، و معنا چنين شود ما به وسيله بادهاي فشار آورنده آبي ريزان نازل كرديم.

لنخرج به حبا و نباتا يعني اين كار را كرديم تا دانه‏ها و نباتاتي كه مايه قوت آدميان و حيوانات است بيرون آوريم.

و جنات الفافا اين جمله عطف است بر كلمه حبا، و جنات الفاف به معناي درختان أنبوه و در هم فرو رفته است.


بعضي گفته‏اند: كلمه الفاف جمعي است كه از ماده خودش مفرد ندارد.

.

سبك‌هاي اختصاصي در اپرا

دانلود فايرفاكس(Firefox 15.0 Beta 1)

ده نرم‌افزار امنیتی كوچك (دانلود رايگان) - قسمت اول

10 بازی برتر برای گوشی‌های iphone (قسمت اول)

داستان جالب دماغ گنده‌ ها

مدل‌سازی یک حلقه طلا به کمک نرم‌افزار 3d MAX

شبکه در لینوکس

از راست به چپ و چپ به راست بنويسيد

يادداشت‌برداري سريع

رنگ زمينه در ويندوز 7

پوسته‌هاي دلخواه در VLC

دانلود تیتراژ پایانی برنامه «ماه عسل» با صدای حامد زمانی

راهکارهای ارتباط وایرلس سریعتر

مديريتي کارآمد براي iOS

سفر به اعماق آمازون

راهنماي نصب برنامه روی گوشی‌های آندرویدی

پیامک رمضان 91

دانلود ربنا و مثنوی افشاری با صدای شجریان

رقيب مي‌طلبيم!

کتابخانه ديجيتالي براي کتاب‌هاي ديجيتالي!

تانک‌هاي تندرو

رمزهاي يدكي براي ورود به ويندوز

دانلود بازی جذاب و فکری جابجایی جعبه ها

استفاده لذت‌بخش از ويندوز 8 حذف عبارات جستجو شده

پیامک های سخن بزرگان

داستان کوتاه “خدا هست”و داستان “مسافرکش”

دکتر همیشگی سیستم شما (دانلود) -

معرفی اپلیکیشن‌های ضروری اندروید و آیفون - خردادماه

آموزش کامل اندروید + روت و نصب برنامه

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.


برچسب‌ها: مسابقه, مسابقه پیامکی طرح بزرگ قرآنی 1446, پاسخ سوال مسابقه پیامکی روزانه طرح بزرگ قرآنی 1446, قیامت و رستاخیز
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 14:13  توسط رادیو 110  |