|
رادیــــــــــــو110
|
دانلود اسکای ---
لایهلایه روی هم تلنبار شده بود و سرها و دستهای بیشماری از بدنش بیرون روییده بود.
ـ بیا پایین!
کلمهها رنج بودند و به شیشهها میخوردند و آویزهای نمییافتند و بر زمین میریختند. راننده صدا را میشنید.اما اگر میتوانست هم نمیخواست پایین بیاید. بعدِ این همه سال،
در اتوبوس چنبره زده بود و خوب خورده بود و ریخته بود و بزرگتر شده بود.
ـ بیا پایین!
اگر اولین صدا پر از تردید بود و خوب ادا نشده بود و زود رها شده بود، این یکی بلندتر بود و دامنه یافته بود و تا مغزِ استخوان رخنه میکرد.
نمیتوانست از پشت فرمان بلند شود. گِردیِ غربیلکِ فرمان، مثل دنده و ترمز دستی و صندلیهای جلو و بقیه تجهیزات اتوبوس، میان لایههای شکمش فرو نشسته بود و تقریباً جزئی از آن شده بود.
شاید برای همین بود که صداها مردد بودند. که میدانستند چاق شده و ورم کرده و حجیم شده و اگر مکعب مستطیلِ بدنه اتوبوس نبود، شاید دایره بود یا مخروط.
ـ بیا پایین!
این بار صدای خالی نبود. چند دست هم بر شیشهها کوفتند و یکی دو لگد حواله ماشین شد.
صدای ضربهها در گوشتها و چربیهای تن راننده پیچید و لرزاندش و در هوا پخش شد و بالا رفت و از ابرها گذشت و به ماهوارهای رسید و در گوشِ «کریستین» نشست. کریستین زود جنبید و به تصویرِ مردمِ دورِ اتوبوس،
دود و آتش اضافه کرد و صحنه لگد زدن را از چند زاویه تکرار کرد و به هم چسباند و به جای صدای مردم، از صداهای قبل انقلاب، شعاری را اضافه کرد و دکمه پخش را فشار داد.
مردمی که دور اتوبوس جمع شده بودند، تا تصویر خودشان را روی سقف آبیِ آسمان دیدند که هی به اتوبوس لگد میزنند و شعار میدهند: «ما میگیم خر نمیخوایم، پالونِ خر عوض میشه»؛ بینشان همهمه افتاد.
صدای همهمه جمعیت در اتوبوس حرکتی ایجاد کرد. یکدفعه «سرِ بزرگ» راننده از روی باکِ عقبِ اتوبوس بلند شد و دهان بنزینیاش را پاک کرد و به مردم نگریست که با هم بحث میکردند و حواسشان به او نبود.
ـ چه خبر است؟
بوی بنزینِ دهانش، جلویهای جمعیت را پس زد.
ـ بیا پایین! راننده جدید آمده!
چشمهای سرِ بزرگ در حدقه چرخیدند و میان جمعیت، دنبال کسی بو کشیدند که مثل خودش، چاق باشد و ورم کرده باشد و گوشتها و چربیهای تنش، لایهلایه روی هم افتاده باشد.
ـ کی فکر کرده میتواند اتوبوس را براند؟!
و باز، در حالی که زهرخندی روی لبهای سرِ بزرگ نقش بسته بود، چشمهایش در حدقه چرخیدند و بو کشیدند.
ـ رانندگی اتوبوس، اینقدرها سخت نیست.
این را مردی گفت که خوابهایش را درآورده بود و در جیبش گذاشته بود.
سرِ بزرگ راننده، سمت «مردِ بدون خواب» چرخید؛ و خوب هیکل نحیفش را ورانداز کرد. آن روزها که مردِ بدون خواب به دنیا میآمد، او مشغول خرید و راه انداختن این اتوبوس بود. آنقدر سن داشت که جای پدرِ مردِ بدون خواب باشد.
ـ رانندگی بلدی؟!
سرِ بزرگ راننده برگشت و به سرِ عینکیاش که نزدیکِ فرمان بود، نگاه کرد و خندید. سرِ عینکی داشت کلمه میخورد و میجوید و میبلعید.
ـ فکر نمیکنم به این سختیها باشد که جلوه دادهاید.
سرِ بزرگ با دستهای کوچکش، ظرف بنزینی را که از باک پر کرده بود، بلند کرد و سر کشید و باز خندید و بوی بنزینِ دهانش، جلویهای جمعیت را پس زد.
ـ چقدر بلدی اتوبوس برانی؟!
اگر میخواست هم نمیتوانست. دراینهمه سال، مردِ بدون خواب، تنها یکی دو ایستگاه توانسته بود سوار اتوبوس شود و آن عقبها، میان بدنِ بزرگ و سرهای بیشمار راننده، خودش باشد و کار خودش را بکند.
سرِ عینکی که کلمه میخورد و میجوید و میبلعید و نزدیک فرمان بود، زود فهمیده بود او از جنس آنها نیست، و پیادهاش کرده بود.
شانزده سال بود راننده در اتوبوس لمیده بود و چاق شده بود و ورم کرده بود و گوشتها و چربیهای تنش لایهلایه روی هم افتاده بود و از بدنش سرها و دستهایی بیشمار روییده بود. سرهایی که از پنجرههای
اتوبوس بیرون زده بود و یکی زمینها را میخورد و یکی از دهانش خودرو بیرون میریخت و یکی هواپیماها را میلیسید؛ و هر کسی که میخواست سفرهای پهن کند، باید یکی از سرها را میهمانِ خودش میکرد.
ـ رانندگی سخت است، اما شما سختترش کردهاید. سالهاست این اتوبوس زیر وزنِ شما نالیده و به زور پیش رفته. بگذارید نفس بکشد!
روزهای اول، راننده اینقدر چاق نشده بود و ورم نکرده بود. یکی بود مثل همه. اما پلهپله مریض شد و ابروهای بالای چشمانش ریختند و شروع کرد به چاق شدن. چاق شد و ورم کرد و ...
کریستین تا دید نویسنده دارد درباره گذشتههای راننده حرف میزند و کسی کار تازهای نمیخواهد بکند، حرفهای مردِ بدون خواب را قیچی کرد و به جایش تیترهای رنگیِ روزنامههای زنجیرهای را گذاشت.
مردِ بدون خواب، تا تصویر خودش را دید که روی سقف آبی آسمان حرف میزند و به سرِ بزرگ اعتراض میکند و میگوید: «بیستوهفت سال است این ملت زیر وزنِ شما نالیده و به زور پیش رفته»، خم شد و
سنگی از زمین برداشت و به سوی کریستین پرتاب کرد. سنگ چرخید و چرخید و رفت و رفت و از ابرها گذشت و درست به ماهواره کریستین خورد و تعادلش را بر هم زد و سرِ دوربینش را چرخاند و به سمت
آمریکا کرد که جرج بوش داشت لبهای «کاندولیزا رایس» را میبوسید و به او تبریک میگفت که وزیر امور خارجهاش شده است.
کریستین زود پخش زنده را قطع کرد و فیلم «انقلابِ نارنجیِ اوکراین» را پخش کرد. اما بچههای حزبا... لبنان دستگاههایش را هک کردند و به جایش لبنان و کوبا و سوریه و ونزوئلا و عراق و مصر و بولیوی و فلسطین را نشان دادند.
مردِ بدون خواب، تا این تصاویر را دید، چهرهاش شکفت، و مقدار دیگری از خوابهایش را درآورد و در جیبش گذاشت و زُل زد به سرِ بزرگ راننده، که هنوز نفهمیده بود چه اتفاقی دارد میافتد.
ـ بیا پایین!
مردم هیجانزده بودند و بیصبر؛ و راننده آنقدر چاق و سنگین بود که نمیتوانست تکان بخورد.
یکی از سرهای راننده، که جیب جوانها را میمکید و از نفسهایش دانشگاه درست میشد، به مردِ بدون خواب گفت: «تو اصلاً زورت میرسد که فرمان اتوبوس را بچرخانی؟!»
و همینطور که زهرخند میزد، جوانی را بلند کرد و جیبهایش را مکید و به زمین انداخت.
زور مردِ بدون خواب به یک پسربچه هم نمیرسید. خودش یک بار خندیده بود و این را به همه گفته بود. اما حرف آن سرِ راننده برای کسی مهم نبود. همه میخواستند راننده، دیگر سوار اتوبوس نباشد. اتوبوس سالها بود سنگین شده بود و مثل قبلش خوب گاز نمیخورد و جلو نمیرفت.
ـ بیا پایین!
جوانی که جای کلیههایش خالی بود، این را داد زد و پرید و به یکی از سرهای راننده که قلیان میکشید، آویزان شد. سر عصبانی شد و به خودش تکانی داد و جوان را پرت کرد روی کوهِ آدمهایی که زیر چرخهای توسعه، لِه شده بودند.
مردِ بدون خواب گفت: «برای راننده، یک صندلی بس است.» و آمد و جلو درِ جلویی اتوبوس ایستاد.
سرِ بزرگ، خورشید را پوشانده و گفت: «شیطان در شب زاد و ولد میکند.» و کلید نوربالای اتوبوس را زد. نور چراغها افتاد روی گروهی دختر و پسر که اسکیت پایشان بود وبه خودشان لوازم آرایش آویزان کرده بودند و میرقصیدند و مردِ بدون خواب را مسخره میکردند.
اولین لنگه کفشها که به سمت جوانها پرتاب شد. به آنها نخورد. چون مردِ بدون خواب دست کرد و لنگه کفشها را در هوا گرفت.
ـ حیف این کفشها نیست؟!
مردِ بدون خواب که این را گفت. چشمهای همه افتاد بر کفشهای بندی کهنهاش؛ که از زیرشان گُل روییده بود. تازه همه دیدند تمام مسیری که مردِ بدون خواب تا اتوبوس آمده، پر از گُل شده است.
شاعری گفت: «او الهه خوابهای ماست!» شهیدی در قاب عکسش خندید. شیر در سینه خشکیده زنی جوشید. و چند نوجوان با هم خواندند: «اومده خون تازه رو، تو رگهامون جاری کنه.»
صدای آواز نوجوانها هم پخش شد و بالا رفت و از ابرها گذشت و به گوش کریستین رسید و ترساندش. کریستین زود گوشی همراهش را باز کرد و شماره شوهرش را گرفت و گفت که راننده جدید، بیشتر خوابهایش
را در جیبش گذاشته. و دید همه آدمهای کاخ سفید هم، مثل شوهرش ترسیدهاند. حتی شنید که یکی زنگ زده و بلندبلند دارد به عربی حرفهایی میزند و آه و ناله میکند.
کریستینْ از پشت دوربینش که نگاه کرد، دید مردم، دورِ اتوبوس را گرفتهاند و جوانها به سرهای راننده آویزان شدهاند؛ و سرها دیگر زورشان نمیرسید که آنها را پرت کنند و روی کوهِ آدمهایی که زیر چرخهای
توسعه له شده بودند، بیندازند.
ـ بیا پایین!
همه مردم با هم این را میگفتند و اتوبوس را تکان میدادند و گوشتها و چربیهای تنِ راننده و سرهای بیشماری که از بدنش روییده بود، روی هم میلغزید و مانند ژله میلرزید و از اتوبوس شره میکرد.
از لای لایهلایههای شکم راننده، شغل و رفاه و عدالت بیرون میریخت؛ و مردم میدویدند و آنها را جمع میکردند و در جیبهای سوراخشان میگذاشتند.
بیرون اتوبوس، سرِ بزرگ راننده ساکت بود، و بیصدا از اتوبوس دور میشد. اما سرهای دیگر میجنبیدند و هرچه را به دستشان میآمد، میبلعیدند و به صورت مردم چنگ میکشیدند و به دنبال سرِ بزرگ دور میشدند.
تا کارِ بیرون کشیدن راننده و سرهایش از اتوبوس تمام شد، مردِ بدون خواب دوید و بالا رفت و روی سقف اتوبوس ایستاد و دستهایش را بالا گرفت و از ته دل صدا زد: «اللهم عجل لولیکالفرج!»
دیگر لازم نبود کریستین تصویر مردِ بدون خواب را روی سقف آبیِ آسمان بیندازد. خورشید داشت میدرخشید و اقیانوسها آیینه شده بودند و عکس مردِ بدون خواب را برای فرسنگها دورتر پخش میکردند.
بوی گلهایی که سقف اتوبوس را پر کرده بود، با صدای مردِ بدون خواب، درآمیخته بود.
نویسنده: محمدرضا سرشار..........منبع:شرکت سوره مهر
.
.
.
.
.
.
دانلود آهنگ زیبای « ای کاروان » با صدای بامداد فلاحتی+متن شعر
دانلود آهنگ زیبای « شور عشق » با صدای علیرضا افتخاری+متن شعر
دانلود آهنگ زیبای « چهحالی داری » با صدای فریدون آسرایی
قدرت گوشي خود را افزايش دهيد + دانلود
دانلود آهنگ زیبای « افسانه دل » با صدای بیژن کامکار
دانلود آهنگ زیبای « اجازه نمی دم » با صدای رامین بی باک
دانلود آهنگ زیبای « جاده یکطرفه »با صدای مرتضی پاشایی
ویندوز را از روی فلش مموری نصب كنيد + دانلود نرم افزار
نرم افزاری فوق العاده برای تبدیل گوشی هوشمند به کنترل تلویزیون + دانلود
با خيال راحت ترجمه کنيد+ دانلود
رصد دقیق ستارگان با GPS موبایل + دانلود
عكس هايتان را به نقاشي تبديل كنيد + دانلود
زندگي دوباره ويندوز 8 بدون نياز به فرمت
پیامک های عاشقانه - 13 اردیبهشت
پیامک های عاشقانه - 25 فروردین
پیامک های عاشقانه - 14اسفند 1391
پیامک های احساسی - 9 اسفند 1391
پیامک های عاشقانه - 19بهمن 1391
اس ام اس های شاد و خنده دار جدید
پیامک های خنده دار - 14 اسفند 1391
پیامک های احساسی - 14 اسفند 1391
آموزش کامل اندروید + روت و نصب برنامه
نسخه ۱٫۲ توزیع Porteus منتشر شد
چهرههاي آتشين در دنياي فتوشاپ
همه چيز براي ارسال يک پيام زيبا
نقشه ايكس! مديريت پروژههاي پيچيده
دانلود کنید: مرورگر گوگل کروم برای آیفون و آیپد منتشر شد
نرم افزاری برای افزایش طول عمر باطری تلفن های همراه! ؛ لینک دانلود
دانلود آهنگ بسیار زیبای پویا بیاتی با نام «نیومدی»
روش شناسایی و پاكسازی بدافزار DNSChanger
بازی آنلاین بسیار زیبای String Avoider Deluxe
دانلود آهنگ فوق العاده مازیار فلاحی با نام (خدایــــــا)
راهنماي اتصال تبلتها به شبكههاي بيسيم و اينترنت
دانلود آهنگ جدید سعید شهروز با نام «فقط حرفامو باور کن»
كليدهاي ميانبر Internet Explorer
راهنمای نصب فدورا رویFlash USB
FoxClocks؛ افزونهای برای ساعت کشورها
دانلود کلیپ/ انیمیشن خنده دار ایرانی (آفتاب پرست)
فایرفاکس ۱۴ برای آندروید عرضه شد(دانلود)
تسـت روانشناســی جالـب (حتما امتحان کنید)
عبور از پسورد Windows 7 در ۹ ثانیه
با Gadgetها يکي از جالبترين ابزارهاي ويندوز 7 آشنا شويد
نرمافزار پارسيبان، پاسدار زبانپارسي
دانلود آهنگ بی کلام «باران عشق 1 و 2» از ناصر چشم آذر
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای«امید جانم» با صدای فرزاد فرزین
دانلود آهنگ بسیار زیبای «سلام» با صدای فریدون اسرایی +متن شعر
دانلود آهنگ زیبای «سرود خاطرات بهار» با صدای علی لهراسبی
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای "بی تو" با صدای علی لهراسبی
پـرواز و خلبانــي را در گوشي همراه خود شبيه سازي کنيد + دانلـــود
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای«زندگی» با صدای امیر تاجیک
دانلود آهنگ رند و خرابات از سید حسام الدین سراج
دانلود آهنگ خدا نگهدار با صدای ناصر عبداللهی
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده محمد علیزاده به نام «صبحی دیگر»
دانلود آهنگ تصنیف مست و خراب با صدای ایرج بسطامی
دانلود آهنگ شور مستی از سید حسام الدین سراج
دانلود آهنگ شراب گلرنگ از سید حسام الدین سراج
دانلودآهنگ بی کلام تم شیراز. آلبوم فانتزی ها 1 و2 از جواد معروفی
دانلود آهنگ «عشق می آید»/ احسان خواجه امیری
دانلود آهنگ زیبا به نام 'معجزه' از رضا صادقی
دانلود آهنگ "سرنوشت" با صدای امید حجت +متن ترانه
دانلود آهنگ "بانگ عمر" جدیدترین ترانه محمد اصفهانی
دانلود آهنگ زیبای «سرود نمیدانم کجایی» با صدای سالار عقیلی
دانلود آهنگ جدید «تورو می خواستم» با صدای محمد علیزاده
دانلود آهنگ بی کلام ارژنگ و دیو آلبوم هفت خان از احمد پژمان
.